ایران و آمریکا در دوره بایدن

6d5fg4dfg4 على کشتگر ali keshtgarاز هنگام تولد جمهوری اسلامی تا به امروز در آمریکا هفت بار انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده که طی آن چهار بار جمهوریخواهان و سه بار دموکرات ها برنده شده اند. در این مدت، هفده سال و دو ماه پست ریاست جمهوری آمریکا در دست دموکراتها و 24 سال در دست جمهوریخواهان بوده. در همه این دوره چهل و یک ساله مناسبات جمهوری اسلامی و دولتهای مختلف آمریکا همواره بحرانی و خصمانه بوده است. تجربه این بازه زمانی طولانی نشان می دهد که با وجود تفاوت های آشکار در سیاستهای خارجی حکومت های مختلف آمریکا در قبال ایران و فراز و فرودهائی که با تغییر حکومتهای آمریکا در منحنی تنش میان دو کشور پدید آمده، هرگز شرایط برای تنش زدایی میان دو کشور در حد پایان خصومت ها و عادی شدن روابط فراهم نشده است. جیمی کارتر، بیل کلینتون و بطور ویژه باراک اوباما و تا اندازه ای هر چهار حکومت جمهوریخواه بطور مشروط به عادی شدن مناسبات دو کشور تمایل داشتند اما تمایل و تلاشهای هیچ یک از آنها که به روشهای مختلف از ترغیب و تشویق گرفته تا تهدید و تحریم اعمال می شد به گشودن گره کور مناسبات خصمانه ایران و آمریکا نیانجامید. بدون توجه به چرایی مناسبات بحرانی دو کشوردر41 ساله گذشته نمی توان چشم انداز آینده مناسبات حکومت جوبایدن با جمهوری اسلامی را ترسیم کرد.

متغیرهای موثر

هریک از دو سوی مخاصمه برای عادی شدن مناسبات قید و شرطهایی دارند که بدون حل و فصل آنها پایان دادن به خصومتهای فیمابین ناممکن است. بنابراین مناسبات ایران و آمریکا تابعی است از متغیرهای گوناگون که هریک از آنها می توانند در بزنگاههای مختلف نقش تعیین کننده درمنحنی تنش و خصومت میان دو کشور ایفا کنند. برخی از مهمترین متغیرها که در 41 ساله گذشته بر مناسبات دو کشور اثر گذار بوده را برمی شمرم.

-رابطه ایران و اسرائیل

جمهوری اسلامی در همه چهار دهه گذشته نابودی دولت اسرائیل را یکی از اهداف “مقدس” خود قرار داده. اسرائیل متحد استراتژیک آمریکاست، حفظ امنیت اسرائیل یکی از اصول مهم سیاست خارجی آمریکاست که هیچ یک از حکومتهای آمریکا چه دموکرات و چه جمهوریخواه نمی توانند از آن عدول کنند. بنابراین تا زمانی که جمهوری اسلامی در سیاستهای خود نسبت به اسرائیل تجدید نظر نکند و دست کم اگر موجودیت آن را به رسمیت نمی شناسد، تحریک و تبلیغ به نابودی این کشور را از سیاستهای خود حذف نکند، عادی شدن مناسبات ایران و آمریکا بعید به نظر می رسد.

اعراب

اگر ایران قدرت اقتصادی بزرگ و باثباتی بود، و مناسبات آن با اسرائیل نیز تا اندازه ای تعدیل می شد، عادی شدن مناسبات ایران و آمریکا با وجود ادامه خصومتهای کنونی میان جمهوری اسلامی و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس ممکن بود.

اما در شرایط حاضر که وزن اقتصادی کشورهای عربی با ایران قابل مقایسه نیست، ادامه تنش ها میان ایران و این کشورها به یکی از عوامل موثر بازدارنده در تمایل آمریکا به عادی شدن مناسباتش با ایران تبدیل شده است.

صنایع هسته ای و موشکی

آمریکا و اتحادیه اروپا در مساله ممانعت از دستیابی جمهوری اسلامی به سلاحهای هسته ای مواضع مشابهی دارند. آمریکا به این دلیل از برجام خارج شد که اولا اسرائیل و دولتهای عربی به شدت با برجام مخالف بودند و آن را برای مهار اهداف هسته ای ایران کافی نمی دانستند و ثانیا آن که پس از امضای برجام جمهوری اسلامی با تشدید سیاستهای مداخله جویانه منطقه ای اش بهانه کافی برای حکومت ترامپ ایجاد کرد. به همه این دلایل هم آمریکا و هم احتمالا اتحادیه اروپا در دوره بایدن به دنبال گنجاندن مساله موشکهای قاره پیمای ایران در مذاکرات فیمابین خواهند بود.

ایدئولوژی جهادی جمهوری اسلامی

با وجود موانع و متغیرهای گوناگونی که عادی شدن مناسبات ایران و آمریکا را غیرممکن می کنند، احتمال بهبود و نه عادی شدن روابط دو کشور در دوران جوبایدن بسیار زیاد است. بایدن بارها در جریان مبارزات انتخاباتیش به اهمیت احیای قرارداد برجام اشاره داشته است. وزیر خارجه آینده آمریکا (آنتونی بلینکن) و مشاور آینده در امور امنیت ملی آمریکا (جک سالیوان) هر دو از معماران و مدافعان برجام هستند. تنها شرط حکومت بایدن برای بازگشت به برجام تعهد ایران به کاهش مجدد اورانیوم غنی شده و سایر مواردی است که جمهوری اسلامی بخاطر خروج آمریکا از برجام از آنها عدول کرده است. اگر تا روز 20 ژانویه 2021 اتفاق مهمی مثلا حمله به تاسیسات هسته ای ایران رخ ندهد، احیای برجام به رغم موانع موجود در یک دوره نسبتا کوتاه عملی خواهد شد. اما گام های بزرگتر برای بهبود مناسبات ایران و آمریکا با توجه به آنچه در این یادداشت آمد امری بعید به نظر می رسد. تنش زدایی میان ایران و آمریکا نه فقط به سود صلح بلکه به سود جنبش دموکراسی خواهی ایران و تشدید شکافهای دیکتاتوری مذهبی خواهد بود.

دیکتاتوری برآمده از ترکیب ایدئولوژی و دولت، دشمن دموکراسی و فرهنگ و موازین آن است. وقتی اصول ایدئولوژی حاکم ناشی از جزم های مذهبی باشد، آنگاه این دشمنی با دموکراسی و مظاهر آن جنبه مضاعف پیدا می کند. سیاستهای کلان جمهوری اسلامی تابع ایدئولوژی جهادی آن است. جاذبه دموکراسی برای نسل های جوان ایران که همواره زیر یوغ دیکتاتوری مذهبی زیسته اند، تهدیدی دائمی برای موجودیت دیکتاتوری مذهبی ایران به شمار می رود. جمهوری اسلامی جاذبه دموکراسی و شیفتگی نسل های جوان به دموکراسی را “تهاجم فرهنگی غرب” می نامد و مقابله دائمی با این تهاجم را شرط بقای جمهوری اسلامی می داند.

البته بسیاری از آنچه مایه تنفر و ترس دیکتاتوری مذهبی ایران می شوند از برابری زن و مرد گرفته تا آزادی در پوشیدن و نوشیدن و رواج هنرهای موزیکال، رقص و غیره در چین و روسیه نیز از دیرباز مرسوم و ریشه دار بوده اند. اما آنچه در این کشورهای دوست جمهوری اسلامی وجود ندارد آزادی های سیاسی و دموکراسی است و درست همین ویژگی است که دیکتاتوری مذهبی ایران را به عدول از سیاست نه غربی نه شرقی و تمایل به شرق کشانده است. دموکراسی از آنجا که با سانسور و سرکوب مخالفان سیاسی، با انحصار قدرت در دست یک گروه کوچک اجتماعی و سلطه و میدانداری هرگونه ایدئولوژی مذهبی مخالف است مورد تنفر همه گروههای جهادی و بنیادگرای اسلامی سنی و شیعه است. به این اعتبار جمهوری اسلامی بقای خود را با موازین فرهنگی و قوانین و مقررات دموکراسی در تضاد دائم می بیند. اما از جانب شرق خیالش راحت است. البته این مساله به تنهایی نمی تواند خصومت مستمر جمهوری اسلامی با آمریکا را تبیین کند. بویژه آن که حکومتهای آمریکا هم مثل سایر دموکراسی ها از اروپا گرفته تا ژاپن و هندوستان اساس مناسبات خود را با هر حکومتی منافع و مصالح خویش قرار می دهند و برخلاف توهماتی که گاهی رواج پیدا می کند همه این دولتها آنجا که پای منافع و مصالح شان در میان باشد حقوق بشر و حتی ابتدایی ترین اصول انسانی را هم زیر پا می گذارند، نمونه هایش هم فراوان تر و شناخته تر از آن هستند که لازم به مثال آوردن باشد. به نظر من ادامه خصومت میان جمهوری اسلامی و آمریکا یک ریشه تاریخی نیز دارد.

تا پیش از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، آمریکا دست کم به مدت یک ربع قرن مهمترین متحد استراتژیک و حامی جهانی دولت ایران محسوب می شده و با توجه به وابستگی ایران به سلاحها و آموزش های نظامی آمریکا، این کشوردر ارتش و بوروکراسی ایران نفوذی ریشه دار داشته است، این مساله خود یکی از دلایل ترس دائم جمهوری اسلامی از آمریکا و از موانع عادی شدن مناسبات ایران و آمریکا هستند.

احتمال بهبود مناسبات

با وجود موانع و متغیرهای گوناگونی که عادی شدن مناسبات ایران و آمریکا را غیرممکن می کنند، احتمال بهبود و نه عادی شدن روابط دو کشور در دوران جوبایدن بسیار زیاد است.

بایدن بارها در جریان مبارزات انتخاباتیش به اهمیت احیای قرارداد برجام اشاره داشته است. وزیر خارجه آینده آمریکا (آنتونی بلینکن) و مشاور آینده در امور امنیت ملی آمریکا (جک سالیوان) هر دو از معماران و مدافعان برجام هستند. تنها شرط حکومت بایدن برای بازگشت به برجام تعهد ایران به کاهش مجدد اورانیوم غنی شده و سایر مواردی است که جمهوری اسلامی بخاطر خروج آمریکا از برجام از آنها عدول کرده است.

افزایش خصومتها میان ایران و آمریکا و تشدید تحریم ایران برخلاف توهمات کسانی که آن را به سود اپوزیسیون جمهوری اسلامی می دانستند و بر این تصور بودند که تشدید تحریم ها موجب به زانو درآمدن جمهوری اسلامی و تغییر موازنه قوا به سود جنبش دموکراسی خواهی شد، نتیجه ای کاملا برعکس داشت که من در یادداشتی تحت عنوان “پیروزی بایدن پایان یک توهم؟” و پیش از آن در مقاله “ترامپ دوست تو نیست به مادرت خیانت نکن” به آن اشاره کرده ام.

افزایش خصومتها میان ایران و آمریکا و تشدید تحریم ایران برخلاف توهمات کسانی که آن را به سود اپوزیسیون جمهوری اسلامی می دانستند و بر این تصور بودند که تشدید تحریم ها موجب به زانو درآمدن جمهوری اسلامی و تغییر موازنه قوا به سود جنبش دموکراسی خواهی شد، نتیجه ای کاملا برعکس داشت که من در یادداشتی تحت عنوان “پیروزی بایدن پایان یک توهم؟” و پیش از آن در مقاله “ترامپ دوست تو نیست به مادرت خیانت نکن” به آن اشاره کرده ام. امروز هم احیای برجام از هر دو طرف دشمنانی دارد که تا به آخر دست از تلاشهای خود برنخواهند داشت.

امروز هم احیای برجام از هر دو طرف دشمنانی دارد که تا به آخر دست از تلاشهای خود برنخواهند داشت. از آن طرف حکومت بایدن با موانعی مثل سنای آمریکا و فشار لابی های اسرائیل و اعراب مواجه است و از این طرف هم تندروهای جمهوری اسلامی که ادامه تحریم ها را به سود مصالح سیاسی خود می بیند و تصورشان این است که انتخاب بایدن و بازگشت او به برجام جناح به اصطلاح میانه رو حکومت را به زیان آنان تقویت می کند.

هنوز یکماه و بیست روز از حکومت ترامپ باقیمانده است. دولت دست راستی اسرائیل بسیار مایل است که در این مدت ترامپ را با خود برای یک حمله مشترک به پایگاه هسته ای ایران ترغیب کند تا با این اقدام شرایط احیای برجام را دشوارتر سازد. اما اگر تا روز 20 ژانویه 2021 اتفاق مهمی مثلا حمله به تاسیسات هسته ای ایران رخ ندهد، احیای برجام به رغم موانع موجود در یک دوره نسبتا کوتاه عملی خواهد شد. اما گام های بزرگتر برای بهبود مناسبات ایران و آمریکا با توجه به آنچه در این یادداشت آمد امری بعید به نظر می رسد.

تنش زدایی میان ایران و آمریکا نه فقط به سود صلح بلکه به سود جنبش دموکراسی خواهی ایران و تشدید شکافهای دیکتاتوری مذهبی خواهد بود.

دیدگاه بگذارید

28 Comments on "ایران و آمریکا در دوره بایدن"


Guest
پ ی چپی هوشیار از تهران
9 days 20 hours ago

دیدم در سایت شما کسی از سیاهکل نوشته من هم البته برای سایتی دیگر در این « جشن پاسبان کشی» شرکت کردم و از آنجا که آن سایت یعنی زمانه آنرا منتشر نکرد برای سایت زیتون فرستادم که آنها هم تا حالا منتشرش نکردند بنا بر زحمات زیاد فیلتر شکن و کندی اینترنت و سفارش دوستی که با شما کار میکگند من در سایت شما هم میگذارم لطف کنید و منتشرش کنید. با سپاس گزاری

با درود من چندین بار نطری در مورد سیاهکل و فدائیان و مجاهدین در سایتی نوشتم اما آنرا منتشر نکرد.در اینجا کپی ای مل گذارم با خذف نام آن سایت. شاید که شما ۷ سال به این ۴۳ سال اضافه کنید و ببینید که چپهای ایران که من چپ زاده ای هستم و چپی ای با اندیشه ای دیگر هنوز هم کشتن پاسبانها و استوارهای بیگناه را جشن می گیرند. پاسبانهائی که به هیچ وجه قابل مقایشه با «باشرفان» بر قدرت امروز نیستند.کشتن پاسبانها در سیاهکل و در شهرهای مختلف در آن دوره حتما یک جنایت بود امروز هم یک جنایت است. آما فدائیان خلق چون نمی توانستند مثلا شاه را بکشند پاسبانها و یا به قول شما استواری را می کشتند تا هوس انقلابی گری و شبه چگوارائی خود را ارضاء کنند. حالا شما( آقای نسیم خاکسار ) نامش را «شورش یا عصیانی فلسفی بود در کشف وجود خود » نام می گذاری، که البته بسیار پر معنا ست! معنیش این است که: درست مثل کودکانی که میخواستند آتش را امتحان کنند دست تا نزدیک ذغال سرخ برده است و سوزشش را احساس کردند اما با این وجود و جامعه را به آتش کشیدند. و حکومت شاه که حکومتی در این باب و در بسیاری دیگر بی تجربه بود را نیز به واکنشهای خشن و «کودکانه» وا داشتند. در هر حال نتیجه آن اقدامات خطرناک که خطرش تا این پنجاه سال بعد امتداد دارد همین حکومت ضد بشر و اسلام نابش است که دامان همه را گرفته است. ما اگر در تخیل و تصور خودمان فرض کنیم که در زمان انقلاب مثلا همین چریکهای فدائی خلق یا مجاهدین خلق به قدرت می رسیدند باز هم ما در وضعیت بسیار ناگواری می بودیم. برای همین باید برسمیت شناخت که تمامی مدعیان انقلاب چه چپی و چه مذهبی واقعیت دوران شاه را اصلا و ابدا درک نکردند.
اینهمه از بیسوادی و عدم دانش، فلسفه، ادبیات و جامعه شناسی و حتا خواندن و نوشتن بود که البته حکومت شاه تا اندازه ای با سپاه دانش و سپاه بهداشت و سپاه ترویج و آبادانی که واقعا کاری مدرن بود همت گمارده بود. و گر نه اگر این گروههای چپی و ملی و حتا آنهائی را که با تعاریف امروز میشود ملی مذهبیشان دانست بدنبال کارهای اجتماعی آگاهی دادن به مردم می رفتند حکومت شاه نیز رفته رفته استحاله می شد و چیز دیگری از آب بیرون می آمد. باید توجه داشت که من در اینجا در حال تبرئه حکومت شاه نیستم اما آنچه اتفاق افتاد را، حتا پیش از آن ملایان قرنها بر گردن زدنها و سر بریدنهای علی و پیامبر اکرمشان بر منبرها سخنرانی ها بی پرده کرده بودند و همینک آقای سروش و دیگر فلاسفه خشونتهای بیکران اسلام و ائمه را جزو افتدار آنها میدانند و میدانستند و خواهند دانست.هر اندک دانش داری و با سوادی می توانست با آنهمه مسجد و حسینیه حدس بزند که اگر بلوائی و انقلابی بشود چه کسی «در» را خواهد زد و خواهد برد! البته من اصلا امیدوار نیستم که سایت… این نظر را منتشر کند اما نوشتم تا دست کم حذف کننده آنرا بخواند.
هر چه باشد یک مورخ منصف و حتا چپ منصف عمل سیاهکل را اگر نه یک جنایت که یک عمل پست و کودکانه ای ارزیابی خواهد کرد که عده ای جوان بی بسیرت با قتل چند پاسبان به «ثمر» نشاندند. نقطه سیاه و جبران نکردنی به رنگ سرخ چپ رنگ خون. نوشتم جبران نکردنی چرا که حتا یک نفرشان دست بر قلم و کاغذ نبرده و از آنهمه کوربینی و عدم پیشبینی یک مقاله و کتاب ننوشته. برعکس همگی در پی توجیه آن بوده و هستند. حتا پدر خود من!
حتما سایت محترم زیتون و خانم سولماز ایکدر رابطه «آسیابهای بادی »و «کشتار سیاهکلی» و »تیغ بران عبدالله گاوی» و «میتی گاوی» که همان مهدی گاوی باشد را در پازل وصعیت ایران باز خواهند شناخت.

Guest
فرهاد ابریشمی از محله ی فقیر تهران
10 days 11 hours ago

وقتی پسرم را از دبستانی به دبستانی دیگر در کنار تهران بردیم و نام نوشتیم در دالان مدرسه در قابی نوشته شده بود. خدا شاه میهن. معلم دینی این دبستان یک آخوند بود بنام حاج آقا یگانه وقتی وارد میشد صندلی مستخدم را برمی داشت و از آن بالا می رفت و آنرا می بوسید و همه ی بچه ها و آموزگاران دیگر در علان و یا پنهانی میخندیدند و مسخره اش می کردند. اما او اصلا در برابر خنده های آموزگاران دیگر خنثا بود و انگار اصلا هیچ اعتنائی نداشت.همان موقع در همین محله در جنوب تهران عبدالله گاوی هم بود که همه از او حساب میبردند. تمام لاتها ازش می ترسیدند. یک کشتی گیر هم بود که با گوش شکسته و باد کرده می خواست جلو او خودش را علم کند اما او یک کارد قصابی بزرگ داشت که تیغش چنان تیز و بران می نمود که وقتی تکان میداد لرزشش در هواه «هور هور » وور ووور صدا می کرد و گاهی هم شترق شترق می زد به در دکانی و یا در خانه ای و خلاصه حکومت میکرد. یک روز خواسته بود نظر بدش را نسبت به یک کودک عملی کند که چند جوان جلوش را گرفتند و او کاردش را نمایان کرد پلیس شاهنشاهی رسید و درجا اول کاردش را از او گرفتند. بسیار جالب بود که در حالی که دسته کارد، دسته ی کارد قصابی بود اما تیغ آن کارد پلاستیکی بود و برای همین وقتی در هوا می گردانید و یا روی در و کرکره دکان می زد هوهور تق تق صدا می کرد. سرگروهبان تیغ قلابی آن کارد را زیر پا کج و کوله کرد و برای ما اهل محل گفت که کارد این عبدالله گاوی پلاستیکی بوده و آنرا به همه نشان داد و پاسبانها عبدالله گاوی را هم با خود بردند.
آنقلاب شد. حاج آقای یگانه که از حتا گرد و غبار روی آن قاب هم به خاطر شاه و نه به خاطر خدا و میهن تغذیه می کرد شد یکی از آدمهای مهم و انقلابی و ضد حکومت شاه در محله و البته کسی هم جرآت نمی کرد که به یادش بیاورد که قبلا از کجا می خورده و حالا از کجا. عبدالله گاوی هم شد حاج عبدالله و جزو کمیته های امام و تا آنجا که من میدانم مومن و موحد و باخدا با دو سفر به عربستان و مکه و یک سفر هم به کربلا. و اما ما که دستمان کوتاه بود و به غارت و چپاول نرسید در همان محله ماندیم. نوه ی بنده رفت در همان مدرسه ی پدرش که فرزند من باشد. درست ۱۴ سال برای کم کردن دردهایم همراه این نوه رفتم به این دبستان. دیگر دبستان نبود! پایگاه بسیج بود. سرتاسر آن شعارهای انقلابی شعارهای مرگ بر اسرائیل، مرگ بر آمریکا از آنجا که این مدرسه دوقلو بودند و. در کنار دبستانی دختران. تمامی شیشه ها را برای «عفت» عمومی رنگ کرده بودند تا مبدا چشمی نامحرم به داخل دبستان دخترانه بیفتد. ولی از همه ی اینها عجیب تر و حتا شرمآور تر اینکه جلو در ورودی توالت بچه های معصوم ایران پرچم آمریکا و پرچم اسرائیل را روز زمین نقش کرده بودند تا آنها هم وقت ورود و هم وقت خروج برای قضای حاجت از روی این پرچم ها راه بروند! از احوالات حاج آقا یگانه پرسیدم گفتند که ایشون اگر چه خانه نشین است و اینک بیشتر از ۸۷ سال دارد اما جزو انجمن اسلامی خانه و مدرسه است. حالا شما پیدا کنید چه کسی جانشین عبدالله گاوی ست که البته نمیدانم کجاست ، و خصوصا کارد و ساطور او را با دسته ای واقعی و تیغی پاستیکی را بازشناسید. و کرامات شیوخمان را دریابید و از خودتان بپرسید که برای کدام کیفیت، این حنیف، این کریم، این عزیز با او و همدستیم. چه برسد به تحمل میتی گاوی. و اما این تحمل ما باعث صدمه زدن به بسیاری در منطقه و جهان است. ما مسئولیت این صدمه را بر عهده داریم. چرا که این حکومت را ما با سکوتمان، با شرزکت در انتخاباتمان، با دودوزه بازی و با حقه بازیما با تقیه مان با هزار دوز و کلک تحمل کرده ایم. پس این مردم ایران بدانید که شما که به ارزش شدن یک تومان و ده تومان طلا و دلار سر خوش می شوید شما ها که این حکومت را که مزاحم کل منطقه و جهان است و بسیاری آدمکشی ترور تجاوز زندان و شکنجه باعث و بانی و مجری است را سر کار نگه میدارید و حاضر نیستید هزینه آزاد سازی ایران را از این اشغالگران، تجاوز کاران، غارتگران دزدان، ازاله بکارتکاران، قاتلان و برپا کنندگان حمامهای خون بپردازید. مردم منطقه و خصوصا مردمن جهان و به ویژه اسرائیل نمی توانند تا ابد منتظر شماها بالشند که یک پارچه به پا خیزید. برای همین آنها اعلام کرده اند که حتما در جنگی که در حال آماده شدن است حتما و حتما در میان غیر نظامیان که شماها باشید که ماها باشیم هم قربانی خواهد بود. البیته فرزندان دزدان و غارتگران و کارچاقکنها و وکیلان مجلس و بالا روندگان از دیوارهای سفارت خودشان آقا ها و خانمها و آقازاده ها و خانمزاده ها در همان غرب و آمریکا و انگلیسی هستند که مرگ برشان گفته و می گویند. ای مردم بیدار شوید. این صدای من را بشنوید و الا با صدای بمبها بیدار خواهید شد.

Guest
آگاه از درون ـ تهران
12 days 9 hours ago

اینرا برای سایت زیتون نوشتم آما منتشر نکرده. چون نسبت به این نظر خودم مطمئنم در اینجا نیز میگذارم شاید چنانکه دوستی مرا سفارش کرد شما آنرا منتشر کنید. متشکرم
خانم سولماز ایکدر کار شما بسیار درست است.
پیش از دادن نظرم باید بگویم که بنده به عنوان یک آگاه از درون با نظر حمید مبنی بر این که:
«خامنه ای نه تنها رهبر جمهوری اسلامی است بلکه رهبر دزد ها و غارتگران ایران نیز هست.»
بله، رهبری خامنه ای نه تنها بر حکومت اسلامی بلکه بر تمامی غارتگرانی که پولهای ایران را به انحاء مختلف به انگلیس و آلمان و اسکاندیناوی و فرانسه و آمریکا و خصوصا کالیفرنیا فرستاده و هر روز هم میفرستند حکومت می کند درست است. اینان طبق فیلمهائی که برای خانواده هاشان می فرستند از چنان زندگی های لاکچری برخورداند که مغز انسان سوت می کشد! به امید روزی که مردم ایران داد خودشان را از این بیشرفان بگیرند.
و اما شاید این نظر مرا وارد ندانید، اما به خاطر اطلاعاتی که دارم آنرا می نویسم. و البته که در این مافیای حاکم بر این جای خودش را دارد. مقدمتا بگویم که به هیچ وجه نباید در سپاه پاسداران یک چهره ی کاریسماتیک به وجود یباید. برای همین تمامی فرماندهان سپاه آدمهائی بسیار متوسط و اغلب معتاد به تریاک هستند. اینرا بنده به عینه دیده ام. برای همین خامنه ای و بیت او سپاه و بیرون سپاه را چنان مدیریت می کند تا در حد امکانش و اگر بتواند هرگز یک آدم با بلاغت و سخنور و کاریسماتیک پدیدار نشود. اگر شد در حال حاضر خامنه ای و در آینده ای اگر باشد جانشینانش با تمامی طرفندهای ممکن و حتا ناممکن او را نابود خواهند کرد. اینرا نوشتم تا بدانید که کشتن حاج قاسم سلیمانی البته کار آمریکای دونالد ترامپ بود. آما شک نکنید که نقشه ی راه را بیت خامنه ای به آمریکا داد. کافیست نگاه کنید تا ببینید چگونه رفته رفته جای خالی حاج قاسم برای بیت رهبری و هم خود او و هم بسیاری دیگر هدیه ایست. و اما اینکه رهبری در مرگ حاج قاسم گریان شد یادتان باشد رهبرٍ خامنه ای و پیشوای او ژوزف استالین هم در مرگ کسانی که می کشت و در مراسم خاکسپاریشان گریه هم می کرد. خامنه ای در این مورد هنرپیشه ای بسیار توانمند است!

Guest
میم میم از قم
12 days 11 hours ago

آقای علی کشتگر جندی پیش من نظری نوشتم که دوستی گفت منتشرش کرده اید ازتان سپاسگزارم. امشب زیتون مقاله و خبری را منتشر کردذه که درحال ساختن مستندی بودهدر مورد حسینعلی منتظری اما به نظر من در اثر ناکاردانی دوستان پیشین حکومت الله فرزندان حلالزاده امام عج اسنادشان را دزدیده اند. من نظری را برایشان نوشتم اما به احتمال زیاد آنرا منتشر نخواهند کرد. بنا براین برای اینکه زحمتم به هدر نرود برای شما هم میفرستم شاید منتشرش کردید.
شبتان به خیر

پیش از هر چیز باید گفت که آقای منتظری بسیار گناه کار بوده. چرا که اصل و اساس مبارزه اش با رژیم شاه بدون پشتوانه منطقی و جامعه شناختی و فلسفی بوده است. بنا بر این بسیار نابخردانه بوده اتفاقا بر کسانیکه صادقانه ولی نابخردانه با حکومت شاه مبارزه کردند امروز باید یک انتقاد عمیق از خود بکنند و بنویسند. این موضوع را به مبارزین چپ که هر سال این موقع از قتل شنیع چهارتا پاسبان و جنگلبان که طبق برسی من و پدرم و دیگران حقوقشان کمتر از دوهزارو دویست تومان در ماه بوده و با شبیخون ناجوانمردانه آنها را به خون کشیدند و کشتند و اینک پنجاه سال است که هر سال این ناجوانمردی بی خردی و بی سوادی و ضد چپی پ ضد انسانی را به نام سیاهکل جشن میگیرند و من چند روز پیش براشان یالدداشتی نوشتم و آنها مثل هر سال بال تفاخر وقعی بر آن نگذاشتند. امیدوارم روز این چپی ها و شما اسلامی ها از خواب دقیانوسی و اصحاب کهفی بیدار شوید و راست درست از گذشته ی سراسر نابخردانه تان پوزش بطلبید شاید که کمکی بشود بر مردم ایران.
به آقای منتظری برگردم. ایشون یکی از باعث و بانی های این وضع است. خود ایشون بر منبر گفته که « این من بودم که واضع حکومت ولایت فقیه هستم و حالا شما میخواهید به من درس ولایت فقطه بدهید» نقل به مضمون. مسئله دیگری که من خودم از آقای منتطری شنیدم در مورد سنگسارها بود. ایشون گفتند که :« این کارها را باید برای آبروی اسلام تعظیل کنند». بازهم نقل به مضمون اما صریحا سخنشان این بود. ایشون نگفتند این کار اگر اسلامی هم هست که هست اما ضد انسانی ست! نگفتند این مردان ایرانی که تقریبا غیر از معدودی هیچ کدامشان احترام متاهل بودنشان را نسبت به زنانشان ندارند باید این قوانین ضد بشر را برای همیشه از قوانین اسلام پاک کرد حتا از نظر تئوریک. در هر حال اگر هم آقای منتظری در آنچه گفته و نوشته و کرده صادق بوده، اما حاصل کارش برپائی یکی از جنایتکارترین حکومتهای نه تنها تمامی تاریخ ایران بلکه به نسبت، خشن ترین و پرخدعه ترین و حتا بیشرفترین حکومتهای جهان بوده و هست. قتل روح الله زم قتی صددرصد اسلامی شیعی مداحی و آیت الهی ست. تمامی اجزاء اسلام ناب و تشیع با تعریف حکومت اسلامی در آن است. برای همین بوده و هست که تا این اندازه تمامی دستگاههای حکومت اسلامی داعشیعه با نشاط و خرسندی و شادی و پیروزی ازش یاد می کنند.
و اما یک ایراد عمده به سازندگان و دست اندرکاران این مستند! آقایان و شاید خانمها چقدر شماها ناکاردان بوده اید، خصوصا شماها که روزگاری همدست و همکار این رژیم ـ به قول آقای منتظری ـ سفاک و فتاک بوده اید! چطور نتوانستید حتا یک کار ساده مستند سازی را مثلا در چند جا همزمان انجام دهید تا فرزندان بدنام امام عج به همه آنها به یک جا دست پیدا نکنند!
در پایان اگر ملائی آخوندی آیت الهی و مدح و طلبه ای در ایران ساکن است و ایرانی ست باید یکصدا به میدان آیند و از این حکومت جدا شوند و اعهلام برائت کنند. بنده بین سه شهر قم تهران و اصفهان به خاطر کارم نه تنها در رفت و آمد هستم بلکه زندگیم تقسیم این سه شهر است. اگر چنین اقدامی نکنند روزگاری سهمگین در انتظار آنان است. مردم ایران به حق تمامی جنایات را از آخوند و آیت الله و طلبه و مداح و می دانند. و خشم فروخفته ی آنان را حد و مرزی نیست. آقایان اگر ذره ای ایرانی هستید به مردم بپیوندید. بدانید که خشونت بیچون در انتظار بسیاری و از جمله شماها ست.
با دوستی و با احترام از قم

Guest
مهرداد نام مستعار از تهران
13 days 18 hours ago

روحانیون و مداحان و طلاب و بازوی سرکوبشان سپاه پاسداران نه تنها ایران و ایرانی را مصادره کرده اند بلکه آنها را، ایران و ایرانی را اشغال کرده اند. و اما تعجب من از تمامی خارج نشینان این سیل عظیم ایرانی که بیش از ۱۳ درضد ایرانی هاست می باشد که در اروپا و آمریکا جا خوش کرده اند و ما را کمک نمیکنند تا این حکومت ضد بشر را از ایران بیرون کنیم. من که در جنوب تهران زندگی میکنم تا کنون چندین بار نظراتی را نوشته ام. اما چون هربار برای آمدن به اینترنت دچار مشکل می شوم بنا بر این بسیار کم سر می زنم و نمی دانم که آیا منتشر شده یا نه . در هر حال مردم ایران به صورت گسترده نه تنها ضد این حکومتند بلکه به صورتی بسیار گسترده ضد اسلام هم شده اند. برای همین واجب عاجل است تا همه مردم ایران با هر دین و آئین و مسلک و کشش سیاسی پا به میدان گذارد و این حکومت را سرنگون کند. ایران در حال جان کندن است. باید پیش از «انتخابات» یک خیزش مردمی را سامان داد تا این حکومت به واقع ضد بشر و ضد حیات را از منبر و حکومت به زیر کشید. ایرانیان خارج از کشور باید در یک ائتلاف از پادشاهی طلب تا جمهوریخواه از کافر تا بهائی و زرتشتی و مسلمان و یهودی و مسیحی وارد یک مرحله ی ائتلاف شوند. باید از این همه تفرقه که امروز یک اتحاد تشکیل می شود و فردا از یاد می رود دست بردارند. به تجریه طلبان صادق و بدنه سازمان مجاهدین پیشنهاد می کنم تا بدانند که که واقعا در ایران جایگاهی ندارند و باید به مردم بپیوندند تا این حکومت سرنگون شود. آنها باید بدانند که این دوگروه یکی از نقاط قوت این حکومت ضد بشرند.
زنده باد ایران با همه ی مذاهب و مسالکش. برپاباد اتحاد مردم ایران برای سرنگونی این نظام اهریمنی. در اینجا یادآوری کنم که هرگز مردم جهان اینچنین پشتیبان جنبش مردم ایران نبوده. باید این جرقه در این اتاق پراز گاز زده شود.