استراتژی برنده، استراتژی بازنده!

6d5fg4dfg4 على کشتگر ali keshtgarمیان ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی در داخل و خارج کشور بر سر تحریم و تهدیدهای حکومت ترامپ علیه جمهوری اسلامی دو تحلیل مطلقا متفاوت پدید آمده است. این دو تحلیل متفاوت به دو راهبرد متضاد در اپوزیسیون انجامیده است.

بخشی از اپوزیسیون و مردم بر این باورند که سیاست های دولت ترامپ شرایط را برای ساقط کردن جمهوری اسلامی و گذار به دموکراسی مناسب کرده است! به نظر آنها دولت ترامپ با تشدید تحریم ها. منابع ارزی جمهوری اسلامی را مسدود کرده و قدرت مانور و سرکوب آن را تضعیف نموده است. بر این باورند که ادامه این تحریم ها و تهدیدها به زودی موجب گسترش اعتراضات عمومی و ایجاد شرایط فروپاشی جمهوری اسلامی می شود. بنابه این تحلیل باید فعالان و رهبران اپوزیسیون برای رهبری و “مدیریت دوران گذار” از نظام در حال فروپاشی جمهوری اسلامی به دموکراسی آماده شوند!

باورمندان به این تحلیل از تشدید تحریم ها و حتی برخی بطور ضمنی و یا آشکارا از فشارهای نظامی آمریکا و جنگ استقبال می کنند و بر این باورند که همه این عوامل که به زعم آنها “شرایط مساعد بین المللی” است، فرصتی استثنایی و طلایی در اختیار طرفداران دموکراسی قرار داده که اگر از آن بهره برداری نشود، یک فرصت سوزی بی سابقه خواهد بود که تاریخ آن را بر ما نخواهد بخشید. این تحلیل در ایران و خارج از ایران درصدی از نیروهای بالقوه ی جنبش دموکراسی خواهی را به خود جلب کرده است.

با نقد این نگرش تحلیل دوم را توضیح می دهم :

تحریم ها و تهدیدهای آمریکا که حتی ممکن است به جنگ هم منجر شود در نهایت به تضعیف جنبش دموکراسی خواهی و جامعه مدنی و تشدید سرکوب و خفقان می انجامد و مستقیما در خدمت تحکیم استبداد مذهبی است.

تحریم ها و تهدیدهای دولت ترامپ برای وادار کردن جمهوری اسلامی به قبول مطالبات آمریکا است و با هیچ منطقی نمی توان آن را به دموکراسی و حقوق بشر که ترامپ و متحدان منطقه ای او در زمره ناقضان آن به شمار می روند نسبت داد.

تهدید و مداخله خارجی علی القاعده به جنبش دموکراسی خواهی هیچ کشوری کمک نمی کند. از نمونه هایی مثل افغانستان، لیبی، عراق، سوریه و یمن که بگذریم در آمریکای لاتین هم می توان اثرات منفی دخالت آمریکا در تحولات ونزوئلا را نشان داد. گوایدو رهبر مخالفان وقتی خود را صریحا متکی به قدرت آمریکا معرفی کرد و رژیم مادرو را تهدید نمود که اگر لازم شود خواهان دخالت ارتش آمریکا می شود به سرعت اعتبار ملی خود را از دست داد، در حالی که همزمان مردم الجزایر توانستند بدون مداخله خارجی با اتکاء به خود منشاء تحولات مهمی در این کشور شوند و گام مهمی در جهت خواسته های دموکراتیک خویش بردارند.

تحریم علیه خاستگاه دموکراسی

طبقه متوسط و طبقه کارگر دو خاستگاه اصلی مطالبات دموکراسی خواهانه و عدالت جویانه اند. خروج آمریکا از برجام و تشدید تحریم ها این دو طبقه را به نحو بی سابقه ای دچار فرسایش و فروپاشی کرده است. آمارهای نگران کننده ای که حکایت از گرانی روز افزون، کاهش ارزش پول ملی، تعطیلی صنایع، گسترش بیکاری و افزایش جمعیت تهیدستان و فروافتادگان به سطح فقر دارند حاکی از آن هستند که این دو طبقه اصلی خاستگاه دموکراسی و عدالت که هیچ جنبش اعتراضی بزرگ و فراگیری بدون آنها قابل تصور نیست، بیش از همه از تحریم ها خسارت دیده و به سراشیب فروپاشی افتاده اند. در چنین شرایطی انتظار سربلند کردن جنبش دموکراسی خواهی توهمی بیش نیست.

افت موقت جنبش دموکراسی خواهی

پرسش این است که نیروهای مستقل آزادیخواه که مخالف سیاستهای ضد ایرانی ترامپ و ترامپیست های ایرانی هستند با کدام ادبیات و چه گونه گفتمانی می توانند در این جو اغتشاش فکری بدون آن که طرفداران دو قطب متضاد فرصت پیدا کنند آنان را همراه با طرف مقابل خود به افکار عمومی معرفی کنند، کنشگری کنند؟ به باور من موثرترین کاری که طیف دموکراسی خواهان ایران در شرایط کنونی باید پیگیر آن باشند ترویج ایده ضرورت مذاکره بی قید و شرط با دولت آمریکا با هدف کاهش تنش، اجتناب از جنگ و در نهایت عادی شدن مناسبات دو کشور است.

به موازات تضعیف روزافزون این دو طبقه مردم ناراضی و خواهان دموکراسی از هر لایه اجتماعی در فضای ملتهب کشاکش و دعوای دو قطب نیرومند آمریکا و جمهوری اسلامی روزبه روز پراکنده تر و منفعل تر می شوند. هم اکنون بیش از نیمی از این مردم جذب دو قطب ترامپ و جمهوری اسلامی شده اند و بقیه نیز اکثرا مردد و منفعل اند. آنهایی هم که در این میان به عنوان نیروهای دموکراسی خواه مستقل و مخالف این قطب باقی مانده اند هنوز گفتمان و شعار مناسب این شرایط را پیدا نکرده اند.

سخنگویان و کار به دستان دولت ترامپ از قبیل جان بولتون، مایک پمپئو و خود ترامپ بدون آن که ذره ای اعتقاد به دموکراسی و حقوق بشر و منافع ملی ایران داشته باشند گفتمان و شعارهای جنبش دموکراسی خواهانه ایران را دزدیده اند و در بلندگوهای خود تکرار می کنند. آدم از خود می پرسد من امروز درباره فساد، سرکوب، تبعیض، سیاستهای خارجی ماجراجویانه و مخرب و ناکارآمدی های جمهوری اسلامی چه بگویم که این حضرات نگفته باشند؟ از این سو علیه ترامپ و تهدیدهای او چه بگویم که جمهوری اسلامی و مسئولان مستقیم مصیبت های حال و گذشته ایران نگفته و نمی گویند.

پرسش این است که نیروهای مستقل آزادیخواه که مخالف سیاستهای ضد ایرانی ترامپ و ترامپیست های ایرانی هستند با کدام ادبیات و چه گونه گفتمانی می توانند در این جو اغتشاش فکری بدون آن که طرفداران دو قطب متضاد فرصت پیدا کنند آنان را همراه با طرف مقابل خود به افکار عمومی معرفی کنند، کنشگری کنند؟ و مانع از فروپاشی صفوف دموکراسی خواهان مستقل و ملی شوند؟

استراتژی مداخله خواهان محکوم به شکست است

رسانه ها نیز در داخل و خارج از کشور عمدتا در اختیار سخنگویان و کنشگران دو قطب اند و در نتیجه رساندن صدای مستقل از این دو طرف در این هیاهو کار آسانی نیست. در شرایطی با این مختصات نمی توان انتظار یک تحول مثبت در رشد و گسترش جنبش دموکراسی خواهی و جامعه مدنی داشت. اعتراضی هم اگر زیر فشارهای خرد کننده اقتصادی در ایران شکل بگیرد سرانجامی جز سرکوب و ناکامی و در نتیجه نومیدی و سرخوردگی بیشتر نخواهد داشت. آنچه می تواند مایه امید باشد آن است که هم استراتژی مداخله طلبان و هم استراتژی کسانی که راه مقابله با تهدید خارجی را حمایت از جمهوری اسلامی معرفی می کنند دیر یا زود شکست و ناکارآمدی خود را نشان خواهند داد.

تا آن زمان کار ما در این وسط توسل به ابزارها و تاکتیک ها و پیام هایی است که بتوانند موضع مستقل طرفداران دموکراسی درون زا را به گوش مردم برسانند.

چه جنگ درگیرد چه همین وضع کنونی ادامه یابد، چه میان ایران و آمریکا مذاکره شود و چه نشود در هر حال بی پایگی مطلق تحلیل و رویکرد ترامپیستی سریع تر از آنچه تصور می شود به تجربه ثابت خواهد شد و همه آنهایی که انرژی و اعتبار خود را در این راه هزینه می کنند بی اعتبار می شوند. چرا که در هر حال بر همگان معلوم خواهد شد که سیاستهای ضد ایرانی ترامپ مستقیما به ایدئولوژی دشمن محور جمهوری اسلامی و تحکیم تندروها در قدرت سیاسی خدمت کرده است. هیچ موهبتی برای ولایت مطلقه فقیه و سرکردگان استبداد دینی ایران بهتر از دو قطبی جمهوری اسلامی و آمریکا که همواره خواهان آن بوده اند، نیست. دولت ترامپ این تیغ ایدئولوژیک جمهوری اسلامی که همیشه ابزار موثر سرکوب بوده است را تیزتر می کند. موضع اقتدارگرایان جمهوری اسلامی در دوران ترامپ نه فقط در ایران بلکه در میان مردم کشورهای اسلامی نیز قوی تر می شود و می تواند اهرمی موثر در دست آنان برای بی ثبات کردن کشورهای اسلامی متحد آمریکا باشد. و تا زمانی که این دو قطبی ادامه دارد نقش جنبش های اجتماعی و سیاسی مخالف استبداد مذهبی کمرنگ و ناچیز خواهد بود.

دفاع از مذاکره

چه جنگ درگیرد چه همین وضع کنونی ادامه یابد، چه میان ایران و آمریکا مذاکره شود و چه نشود در هر حال بی پایگی مطلق تحلیل و رویکرد ترامپیستی سریع تر از آنچه تصور می شود به تجربه ثابت خواهد شد.

به باور من موثرترین کاری که طیف دموکراسی خواهان ایران در شرایط کنونی باید پیگیر آن باشند ترویج ایده ضرورت مذاکره بی قید و شرط با دولت آمریکا با هدف کاهش تنش، اجتناب از جنگ و در نهایت عادی شدن مناسبات دو کشور است.ایده همه پرسی برای مذاکره و عادی کردن مناسبات ایران و آمریکا امری است که طرح و تبلیغ آن در جامعه ایران زمینه پذیرش دارد.

پذیرش مذاکره به خودی خود تنش ها و احتمال جنگ را کاهش می دهد. دست کم پذیرش دو فقره از مطالبات آمریکا، کاهش مداخله در امور کشورهای همسایه و دست برداشتن از تهدید اسرائیل به نابودی، به نفع منافع ملی ایران است و احتمالا اگر ایران این دو مطالبه آمریکا را بپذیرد می تواند از طرف مقابل بخواهد که به برجام بازگردد.

نقد استراتژی محکوم به شکست ترامپیسم اگر با نقد سیاست های دشمن محور جمهوری اسلامی همراه شود جای خود را در افکار عمومی باز خواهد کرد. دموکراسی خواهان مستقل هرچه قاطع تر و روشن تر مخالفت خود را علیه ترامپیسم و دنباله روهای وطنی آن ابراز کنند، در آینده نه چندان دور همراه با آشکارشدن شکست این استراتژی جایگاه محکم تری در میان مردم ایران پیدا می کنند.

دیدگاه بگذارید

2 Comments on "استراتژی برنده، استراتژی بازنده!"


Guest
4 months 9 days ago

شما زحمت اضافی به خود ندهید.جزو این نظام نکبت بار بوده و هستید وخواهید ماند!

Guest
کاوه ارجمند
4 months 27 days ago

من البته نمی دانم که آیا این مطلب جناب کشتگر همان مطلبی که در گویا و زیتون منتشر شده یا نه. اما من از آن مقاله چنان حالت تهوع گرفتم و ضربان قلبم بالا رفت که دیگر از پس این مقاله بر نیامدم. گویی با عوض کردن نامها ما همچنان چپی داریم که در شصت هفتاد سال پیش زندگی می کند. چپی که مهمترین کارش لاس زدن و فاحشگی و همخوابگی مشروع و متشرع با اسلام است. آقای کشتگر خجالت هم دست کم به قدر ذره خوب است. مرد حسابی این اسلام است که سر قدرت است قرآن است که بر قدرت است. امروز در ملاء عام هماوردی اسلام و انسان است که اتفاق می افتد. امروز تو با عینک پولادین چپ استالینی نمی توانی این جنگ عریان اسلام و ایران را ببینی. تو فقط مسئله ات همان است که ذهن نارسایت اتفاق افتاده و آن دید چپی از نوع ایرانی و رخوت و تعصب و پافشاری بر آن است.برای همین واقعیات جامعه ایران را نمی بیبنی. تو حتما در آلمان یا انگلیس با زن و فرزندت در همان تابوت چرکین سی سال پیش از انقلاب مدفن هستی و نمی توانی از آن تاریخانه اشباح بیرون آیی. گیرم هرروز قرقره کنی و ترامپ را با خامنه ای مقایسه بنمایی و او را جنگ طلب بنامی تو اصلا نمی دانی که مردم ایران در دست کم هشتاد در صدشان خواهان مذاکره مستقیم حکومت اسلامی با آمریکا نیستند!!! اینرا تو بفهم! مردم ایران اتفاقا از این سازش می ترسند! مردم ایران میداند که اگر میشد اتفاقی در درون این نظام ضد بشری و اسلامی ضدبشریتر بیفتد با هزاران و حتا میلیونها تذکر و کشتار و شکنجه و سربه نیست شدنهایی که پیرو آن بود شده بود. مردم امروز به آخوندکشی و مداح کشی روی آورده اند و این وضع رو به پیش است و تازه شروع شده و امر مبارک و تاریخی ای ست با همه ی پیامدهایش. مردم خواهان نابودی این نظام هستند به هر قیمت! اینرا باید چگونه به تو و امثال تو فهماند. در حالی که امروز اسلام و قرآن حکومت میکند سیره محمد بچه باز و تفخیذکار و علی قاتل آزادی و شرف و انسانیت حکومت می کند تو با شرفانه کوچکترین سخنی از این مراجع قتل و آدمکشی و فحشاء و بچه بازی که برآیندش این جامعه ای شده که داریم می بینیم نمی کنی. باید بدانی که تاریخ مصرف چنین چرندیاتی دهه هاست پایان رسیده و اما تو و امثال تو یلفانی و مراد فرهادپور و فرخ نگهدار و چندین چوکی نوظهورو چندین فسیل دیگر همچنان در آن گیر کرده چسبیده و میخکوب شده اید و شده اند. البته نه من در این جنوب شهر تهران و نه هیچ ایرانی مستقل دیگری کوچکترین اعتنایی بر نوشتاری از این دست که تو و امثال تولید می کنید ندارد . مگر اینکه این نظام ضد ایرانی و بخوانید ضد بشری که واضع بدترین ترورهای منطقه ای و جهانی و سرکوب و شکنجه داخلی و بین المللی واضع گروگانگیری و کشتار آمریکاییان و فرانسویان و انگلیسی و اسپانیایی ها و یهودیان و بهاییان و…و حتا چپی ها ست که شما چپها برایش کف زدید، واضع بدترین سرکوبها بر ضد زنان نیز هست که فحشاء را در ایرانی قانونی کرده دست بریدن و پا بریدن را قانونی کرده چشم درآوردن را قانونی کرده همه اش با حکم نص صریح قرآن و احکام اسلامی خانایی دارند. آری فقط نوشته تو و فرخ نگهدار و امثال شما تنها مویی می شود بر قوت بخشید به مویی دیگر از اعتماد به نفس باقی مانده این حکومت ضد بشری.و آما آنچه به آمریکا مربوط می شود و برای چپ استالینستی که الکی و کورکی ضد آمریکایی ست و حق دادن به آمریکا را بتوان تمامی حقوق آمریکا را در درهم شکستن قدرت شیطانی و تروریستی سپاه پاسداران را به طور سمبولیک در پرچم آمریکا سوزی این چهل سال و دست کم از ده پیش از آن توسط شیعیان مقلد خمینی و خامنه ای خلاصه کرد.این پرچم سوزی که توهین به فرد فرد ملت بزرگ آمریکا و تاریخ و تمدن آن است با همه معیایبش را شما اصلا قادر نیستید بفهمید. این در حالی ست که هرگز چنین توهینی و تخریبی هز طرف مردم و دولت آمریکا بر ایران و ایرانی و حتا پرچن ایران با این لکه ی ننگین میانش نشد و نخواهد شد. برای همین نابودی فرماندهان سپاه و روحانیت و مداحان بدون حتا یک اسثناء در دستور کار مردم است. و این واقعه پرشور و سادیبخش حتما اتفاق خواهد افتاد. روحانیون و مداحان و فرماندهان پاسدارا خودشان در فراهم آوردن چنین دستاوردی مبتکرانه عمل کرده اند. نابود باد سپاه پاسداران و بسیج و قدرت ملایان و قرآن و اسلام تا ایران ایران بشود. من اصلا فرصت دوباره خواندن ندارم. امیدوارم! آقای ترامپ من در جنوب شهر تهران بسیار تحت فشارم ولی تو هر قدر می توانی حلقه را تنگ کن تا این مردم دست از صبر و مدارا بشویند. و اما شکشستن سپاه و بسیج و ملایان را تو آغاز ما ما ادامخ خواهیم داد. با تشکر از خوانندگان، البته اگر کسانی باشند که هنوز به چنین سایتهایی بیایند. مرگ بر اسلام و زنده باد ایران. فرصت باز خوانی ندارم. شاید پرغلط ننوشته باشم، خواننده خواهدم بخشید!