جبهه جمهوری خواهی؛ لازمه گذار از جمهوری اسلامی به دموکراسی

fgjkldfghdfgh حزب چپ ایران (فدائیان خلق) hezb chap iran fadaiyan khalghیک آیا برای اینکه تحولات آینده ایران به نتیجه مشخصی برسد طیف گسترده جمهوری خواهان نیاز به ثقل مشترکی به صورت یک جبهه فراگیر دارند یا وضعیت کنونی هم میتواند نتیجه را تأمین کند و «نرسیدن به نتیجه مطلوب» را در جایی غیر از نداشتن جبهه و ثقل مشترک باید جستجو کرد؟

جمهوری اسلامی گرفتار بحران های همه جانبه ای است. با فساد سیستماتیک، ناکارآمدی و چالش در درون خویش نیز روبرو است. اکنون اعمال قدرتش با تکیه بر دستگاه عریض و طویل سرکوب دولتی، دستگاه‌های گوناگون امنیتی و پایگاه اجتماعی محدودش، تا حدی تامین می شود، اما تداوم آن چندان روشن نیست. این حکومت به دلیل مجموعه عملکرد خود و تحریم همه جانبه آمریکا راه حل را برای برون رفت از این وضعیت، فشار بیشتر به مردم دیده است. طی فقط یک‌سال گذشته ما شاهد اعتصابات و اعتراضات گسترده کارگران، معلمان، دانشجویان و دیگر اقشار جامعه بوده ایم. این اعتراضات در چند ماهه اخیر افزایش یافت. در آبان‌ماه مردم در نتیجه گرانی، فقر و بیکاری به بهانه افزایش قیمت بنزین راس حکومت را نشانه گرفتند. در این خیزش عمدتا اقشار تهیدست به میدان آمدند و علیه کل سیستم و رهبر بی‌کفایت‌اش شوریدند. حکومت به وحشیانه ترین شکل مردم را سرکوب کرد. اعتراضات خیابانی موقتا فرو نشست اما به دلیل بی پاسخ گذاشتن خواسته ها، بدون تردید دوباره شعله ور خواهد شد. کما اینکه زدن موشک به هواپیمای مسافربری اوکراین در آسمان ایران توسط سپاه پاسداران، دانشجویان و اقشار متوسط را با تندترین شعارها علیه حکومت به طغیان کشاند. در نتیجه این اعتراضات، تردید به جان لایه های هر چه وسیع‌تری از بالائی ها افتاده و در پائین نیز مردم در اکثریت خود، حکومت و رهبر آن را نمی خواهند. جمهوری اسلامی در موقعیت بسیار بدی گرفتار شده است. نه می خواهد فضا را برای لایه‌های مختلف حکومتیان باز کند و امکان مشارکت آنها را در قدرت فراهم کند و نه می تواند وضعیت اقتصادی مردم را بهبود بخشد. مناسباتش با آمریکا نیز در حالت نه جنگ و نه صلح قرار دارد و نشانه ای از برداشتن تحریم ها دیده نمی‌شود. رژیم کماکان چون دوره‌های قبل، راه حل را در سرکوب و تنگ کردن منفذ تنفس مردم دیده است و حتی در انتخابات غیر دموکراتیک و نمایشی که در ماه آتی برگزار می شود، اجازه مشارکت به اصلاح طلبان را نیز نداده است. فراتر از این، نامزدی تعداد قابل توجهی از نمایندگان کنونی مجلس را نیز رد کرده است. از این‌رو شکاف ها با گذشت زمان بیشتر دهان می گشاید و بر تعداد ناراضیان، که بر اساس آمار خود حکومتیان از هفتاد در صد گذشته اند، افزوده می شود.

برای زمین گیر کردن استبداد یک جریان نیرومند لازم است که بتواند بدون اینکه امنیت مردم آسیب ببیند و یا بخش هائی از کشور تجزیه شود، به عنوان یک آلترناتیو، اعتماد مردم را برای گذار از جمهوری اسلامی جلب نماید. در میان مخالفان حکومت، نیروهای چپ و دموکراتیک معتقد به استقرار یک جمهوری سکولار و دموکرات، وسیع ترین نیروئی است که اگر سنجیده حرکت کنند می توانند در تغییر و تحولات جامعه تاثیرگذار باشند. این نیرو می بایست صفوف خود را فشرده کرده، با ایجاد ثقل قدرتمندی از جمهوری خواهان در صحنه سیاسی کشور نقش آفرین شود. نیروهای دیگری در جامعه هستند که آنها نیز از زاویه دیگری با جمهوری اسلامی در تعارض اند، اما این جریانات یا دموکرات نیستند و یا دموکراسی خواهی آنان نیم بند است. 

دواگر وجود یک جبهه فراگیر را ضروری میدانید نقش تشکلها به صورت حقوقی، و افراد به شکل حقیقی را در این همگرایی جبههای چگونه می بینید؟

یکی از مهمترین مشکلات نیروهای جمهوری خواه پراکندگی آنان است. بخشی از جمهوری خواهان مخالف رژیم در تشکل های مختلفی فعالیت می‌کنند. این نیرو هنوز نتوانسته است با تمام ظرفیت متحد شود و ثقلی قدرتمند ایجاد کند. اما مشکل فقط به جریانات متشکل محدود نمی شود. مشکل بزرگتر آنست که بخش بسیار بالائی از جمهوری خواهان به شکل فردی فعالیت دارند و سازمان و تشکلی برای مبارزه ندارند.

احزاب و سازمان های سیاسی جمهوری خواه با یکدیگر فعالیت هائی داشته اند، اما این جریانات با افراد به صورت مشترک، تجربه قابل اتکائی ندارند. فعالان منفرد تعدادشان بسیار زیاد است. امکان حضور مستقیم همه آنها در تصمیم گیری ها برای فعالیت سیاسی دشوار به نظر می رسد. از اینرو در گام نخست لازم است پیرامون این موضوع گفتگوی بیشتری صورت پذیرد. طبیعی است زمانی که موانع ذهنی کار مشترک در میان اپوزیسیون دموکرات ضعیف و کم رمق باشد، دستیابی به راه حل سهل تر می شود. ما باید سمینارهای وسیع جهت بحث و رایزنی در این مورد را سازمان دهی کنیم. این گره می بایست با همت همگی گشوده شود. تردیدی نیست یافتن راه حلی برای کار مشترک احزاب با افراد در این فضا ساده نیست. اما اگر عزم به تغییر اوضاع سیاسی به اندازه کافی در این مجموعه نیرومند شود، دستیابی به یک راه حل دشوار نیست.

سهموانع شکل گیری این جبهه فراگیر چیست؟ تجارب تاکنونی تلاش برای همگرایی جمهوری خواهان را چگونه ارزیابی می کنید؟

برای زمین گیر کردن استبداد یک جریان نیرومند لازم است که بتواند بدون اینکه امنیت مردم آسیب ببیند و یا بخش هائی از کشور تجزیه شود، به عنوان یک آلترناتیو، اعتماد مردم را برای گذار از جمهوری اسلامی جلب نماید. در میان مخالفان حکومت، نیروهای چپ و دموکراتیک معتقد به استقرار یک جمهوری سکولار و دموکرات، وسیع ترین نیروئی است که اگر سنجیده حرکت کنند می توانند در تغییر و تحولات جامعه تاثیرگذار باشند. این نیرو می بایست صفوف خود را فشرده کرده، با ایجاد ثقل قدرتمندی از جمهوری خواهان در صحنه سیاسی کشور نقش آفرین شود. نیروهای دیگری در جامعه هستند که آنها نیز از زاویه دیگری با جمهوری اسلامی در تعارض اند، اما این جریانات یا دموکرات نیستند و یا دموکراسی خواهی آنان نیم بند است.

موانع شکل گیری جبهه برای همگرائی جمهوری خواهان همان موانعی است که برای هر تشکل ایرانی دیگری وجود دارد و عموم جریانات سیاسی با تعلقات فکری متفاوت حتی متضاد نیز بدان گرفتارند. به طور کلی حاکمیت استبداد و دیرپائی آن و همچنین نوع نگاه به سیاست و درک و دریافت از آن، به عنوان دو عامل تعیین کننده، در پراکندگی و تشتت در ذهنیت نیروهای سیاسی در ایران نقش بالائی داشته اند. این دو عامل تشکل ها را ضعیف کرده و امکان همگرائی آنان را کم کرده است.

خودکامگی و سرکوب دیرینه در کشورمان، از موانع شکل گیری تشکل های سیاسی و حتی صنفی و طبعا همگرائی و اتحاد و وحدت آنها بوده است. در دو مقطع حکومت شاه و جمهوری اسلامی، به جز دوره ای محدود، هر حرکت که رنگ و بوی سازمانگرانه داشته است، به شدت سرکوب و فعالان آن با مجازات های بسیار سنگینی روبرو شده اند. سرکوب به طور مستقیم یکی از عوامل اصلی پراکندگی نیروهای دموکراتیک بوده است.

از ضربات فیزیکی خطرناکتر برای پراکندگی، شکل گیری فرهنگی است که در پی سرکوب ایجاد شده است. نبود گفتگو و تبادل نظر آزاد، امکان آموزش و پذیرش حق و حقوق دیگران را کم می‌کند و زمینه توافق، مصالحه و نرمش را، که از الزامات کار جمعی است و تضمین کننده ماندگاری و ادامه کاری است، از بین می برد. در جامعه ای که در آن آزادی نیست، تشکلی نمی تواند شکل گیرد و کار جمعی و مشترک به سختی جان می گیرد. بی جهت نیست در جامعه ما از حکومت گرفته تا جریانات سیاسی همه نه تنها میل به همگرائی ندارند، بلکه دستخوش تضعیف و تجزیه هستند. همین فرهنگ است که طی سالها سرکوب قوام و دوام یافته، بر ذهنیت نیروهای سیاسی، حتی در خارج از کشور نیز، مسلط شده است. به رغم اینکه بقایای تشکل ها در خارج از کشور، از سرکوب مستقیم جمهوری اسلامی در امان مانده اند، باز همین فرهنگ مانع از انسجام شان، شده و می شود. به عنوان نحستین گام می‌بایست این مشکل را شناخت و آگاهانه با آن برخورد نمود.

مشکل دیگری که مانعی در برابر همگرائی و جبهه و کار مشترک است، ایدئولوژیک کردن سیاست است. جبهه یک موضوع سیاسی است. پلاتفرم آن و یا محور خواسته ها و شیوه دستیابی به آن باید سیاسی باشد. زمانی که بنیان اتحاد در منزلگاه ایدئولوژی متوقف شود، معیارها و صف بندی ها از خواسته های مشخص و زمینی فاصله گرفته و ایدئولوژیک و اعتقادی می شوند، که قابل سنجش نیست. در چنین حالتی است که ظرفیت کار مشترک از فرقه ها فراتر نمی رود.

این دو مشکل عام، سدی در برابر همگرائی ایجاد کرده که غلبه بر آن دشوار شده است. افزون بر این، نیروهای سیاسی در کشور ما به لحاظ روش، هنوز برای کار مشترک به اشتراکات تکیه نمی کنند. مرزبندی ها عمدتا بر اساس نفی و تاریخی است. قبل از آنکه برای یک امر سیاسی برنامه و سیاست اهمیت داشته باشد، تاریخ جریانات و تفاوت ها برجسته می شود. تاریخ برای فعالیت مشترک اهمیت دارد، اما اگر اساس کار باشد، کار مشترکی شکل نمی گیرد. چون هیچ اراده ای قادر نیست تاریخ گذشته را تغییر دهد. از اینرو می بایست به روش جدیدی تکیه کرد که در آن اشتراکات سیاسی پایه و اساس فعالیت جمعی قرار گیرد.

چهارپیشنهاد شما برای عبور از این موانع (و اتحاد عمل و نه الزاما وحدت) جمهوری خواهان چیست؟

جمهوری خواهان با همدیگر در دو سطح می‌توانند فعالیت مشترک داشته باشند. اتحاد عمل به صورت موردی و اتحاد یا جبهه سیاسی. موضوع “وحدت” برای جمهوری خواهان منتفی است. چون جمهوری خواهان بسیار متنوع اند. از چپ های ارتدوکس تا لییرال دموکرات ها، تا محافظه کاران سنتی را در بر می گیرد، که وجه اشتراکشان سلطنتی نبودن حکومت است. در حال حاضر که تشکل های جمهوری خواه حتی برای اتحاد عمل هم در بلوک های مختلف کار مشترک می کنند، صحبت از جبهه نباید در اولویت قرار گیرد. اما برای اتحاد عمل گسترده مانع کمتری وجود دارد. توجه کنیم که در گذشته در مواردی اتحاد عمل ۹ جریان سیاسی را داشته ایم. هم اکنون نیز ۴ جریان جمهوری خواه اتحاد عمل نسبتا پایداری را با یکدیگر دو سال است که ادامه می دهند و یا ده جریان سیاسی که عمدتا در مناطق ملی فعالند، پیمانی برای فعالیت مشترک را اعلام کرده و بیانیه های مشترکی صادر کرده اند.

به نظر ما گذاشتن سمینار و سازمان‌دادن گفتگو برای کار مشترک نخستین گامی است که می بایست همه جمهوری خواهان را برای تبادل نظر و گفتگو بدان فرا خواند. همین اقدام نشریه “میهن” گامی است در این راستا. ولی پیش از آن برای شکستن سد روانی کار مشترک، انتخابات پیشارو عرصه ای است که جمهوری خواهان می‌توانند به شکل وسیع با همدیگر موضع مشترک بگیرند. تحریم و یا نه به انتخابات، آن سیاستی است که می توان پیرامونش برآمد امیدوار کننده ای داشت. صدور بیانیه کوتاهی با توافق جریانات جمهوری خواه که امضای افراد و شخصیت ها را هم داشته باشد، حرکتی است که در جامعه تاثیرات زیادی به جا خواهد گذاشت و جوانه امید را در دل بسیاری از طرفداران دموکراسی بارور می‌کند.

برای فراتر رفتن از اتحاد عمل و نزدیک شدن به جبهه یکی از اقدامات نزدیک کردن بلوک های موجود و جلب دیگر جمهوری خواهان متشکل و منفرد به این مجموعه است. اکنون دو بلوک موجودند و در کنار این دو، جریانات دیگر و فعالان منفرد زیادی وجود دارد. تدارک یک پلاتفرم سیاسی برای کار مشترک گامی است در جهت نزدیک شدن به یک جبهه وسیع جمهوری خواهی.

پنجاهداف، راهبرد، تاکتیکها  و شعار (یا شعارهای) این مرحله را چه می دانید؟

به نظر ما جمهوری خواهان در این مرحله باید با هدف استقرار یک جمهوری سکولار و دمکرات مبارزه کنند. لازمه آن البته تشکیل مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی جدید است. اما برای دستیابی به یک جمهوری سکولار و دموکرات ما با مانع بزرگی روبرو هستیم که بدون عبور از آن به هدف نمی رسیم. پس ضروری است از سد جمهوری اسلامی که ساختار سیاسی و حقوقی آن، راه اصلاحات بنیادین را مسدود کرده است، گذشت. در گذار از جمهوری اسلامی، سمت اصلی مبارزه‌ی ما علیه ساختار سیاسی، مبتنی بر ولایت فقیه است. برای گذار از جمهوری اسلامی، تکیه گاه اصلی ما جنبش های اجتماعی مردم ایران است که از طریق اشکال مختلف مبارزه سیاسی خشونت پرهیز، راه گذار از آن هموار می شود. اهمیت دارد که در جریان مبارزه مطالبات معیشتی با خواسته های آزادی‌خواهانه به همدیگر گره بخورد تا بتواند کارگران و تهی دستان و طبقه متوسط را متحدانه علیه استبداد حاکم و برای دموکراسی به میدان آورد. با این جهت گیری روی چند نکته تاکید داریم.

جمهوری خواهان با همدیگر در دو سطح می‌توانند فعالیت مشترک داشته باشند. اتحاد عمل به صورت موردی و اتحاد یا جبهه سیاسی. موضوع “وحدت” برای جمهوری خواهان منتفی است. چون جمهوری خواهان بسیار متنوع اند. از چپ های ارتدوکس تا لییرال دموکرات ها، تا محافظه کاران سنتی را در بر می گیرد، که وجه اشتراکشان سلطنتی نبودن حکومت است. در حال حاضر که تشکل های جمهوری خواه حتی برای اتحاد عمل هم در بلوک های مختلف کار مشترک می کنند، صحبت از جبهه نباید در اولویت قرار گیرد. اما برای اتحاد عمل گسترده مانع کمتری وجود دارد.

در مبارزه برای دموکراسی بسیاری از خواسته ها مشترک اند:. مبنا قرار دادن منشور جهانی حقوق بشر و ضمائم پیوست آن، ارزش هائی چون رواداری، پلورالیسم، جدایی دین و دولت و همزیستی همه طیف ها و گرایش های سیاسی دمکراتیک، دفاع از آزادی احزاب سیاسی، تشکل های صنفی، رسانه ها و گردش آزاد اطلاعات، برگزاری اجتماعات و تظاهرات، آزادی عقیده و مذهب، مخالفت با شکنجه و اعدام و … همچنین برابر حقوقی زنان و مردان، مبارزه با تخریب محیط زیست، مبارزه با تبعیض های اتنیکی، مبارزه برای برقراری صلح و منع تولید و نابودی سلاح‌های کشتار جمعی در سطح منطقه و جهان و …

اما در میان جمهوری خواهان پیرامون چند موضوع تفاوت وجود دارد که می‌بایست درک و دریافت ها پیرامون آنها روشن شود. در غیر این‌صورت اگر جبهه ای هم شکل گیرد، به سرعت اختلافات سیاسی آن را فلج خواهد نمود.

ما روی این مضامین تاکید داریم:

یک برخورد قاطع با جمهوری اسلامی. این حکومت مانع اصلی استقرار دموکراسی است. استقرار دموکراسی در چارچوب ساختار سیاسی و  حقوقی این رژیم خیالبافی است.

دو تکیه گاه ما برای گذار از جمهوری اسلامی، جنبش های مدنی و مبارزات دمکراتیک مردم ایران است. روش راهبردی ما برای گذار، بر جنبش های اجتماعی، جنبش های زنان، کارگران، مزد و حقوق بگیران، ملی و قومی و فرهنگ سازان و دانشگاهیان جامعه استوار است. گذار از این نظام و استقرار دمکراسی تنها از طریق مبارزه‌ی ملی و فراگیر و بسیج اجتماعی بخش های مختلف مردم ممکن است.

سه ما بر مبارزه خشونت پرهیز تاکید داریم. مبارزه خشونت پرهیز اساسا بر اعتصابات عمومی، نافرمانی مدنی و تظاهرات خیابانی استوار است. ما در مبارزه علیه رژیم دامن زدن به خشونت را کار خود رژیم و در خدمت تداوم استبداد می دانیم و انرا به زیان مبارزه مردم دانسته، با آن مخالفیم. اما از حق مردم برای دفاع از خود پشتیبانی می کنیم و کنار مردم قرار داریم. دفاع از خود با سازماندهی خشونت تفاوت دارد.

چهار مولفه های تشکیل دهنده ملت ایران به جهت ملی و قومی، در عین زیست مشترک تاریخی و گره خوردگی های عمیق با همدیگر، دارای هویت ویژه خود هستند و از تبعیض رنج می برند. محرومیت ایرانیان آذربایجانی، بلوچ، ترکمن، عرب و کرد در بهره مندی شان از خلاقیت های زبان مادری و شکوفاسازی فرهنگ خود، در زمرۀ عوارض چشمگیر این تبعیض ها است. رفع این تبعیض ها از الزامات دمکراسی به شمار می آید. ما مدافع تامین حقوق ملی، وحدت ایرانیان و یکپارچگی کشور هستیم. لازم است که در ایران دمکراتیک، زبان فارسی زبان سراسری بماند، شهروندان ایرانی از حق تحصیل به زبان مادری برخوردار شوند و بهره گیری از زبان محلی در کنار زبان فارسی، در ادارات هر واحد از تقسیمات کشوری جنبه قانونی به خود گیرد. ما بر تمرکززدائی و ضرورت اداره امور هر منطقه به دست ساکنان آن تاکید داریم و برآنیم که فدرالیسم یکی از اشکال مناسب برای عدم تمرکز و رفع تبعیض ملی و قومی است.

پنج- آزادی و دمکراسی از خارج و با دخالت دولت های دیگر و با تحریم های فلج کننده علیه کشور ما پا نمی گیرد. جایگزینی جمهوری اسلامی با جمهوری دمکراتیک و سکولار، کار مردم ایران است و با اتکاء به نیروها و نهادهای دمکراتیک می تواند تحقق یابد. ما مخالف آلترناتیوسازی توسط دولت های خارجی و اتکاء اپوزیسیون به آن ها برای گذار از جمهوری اسلامی به دموکراسی هستیم. سیاست ما دفاع از صلح است. برای استقرار صلح از شعار”نه به جنگ و تحریم و نه به جمهوری اسلامی” دفاع می کنیم. آمریکا و جمهوری اسلامی هر دو، علیه صلح گام برمی دارند. در ارتباط با کشورمان ایران، جمهوری اسلامی زمینه ساز اصلی جنگ است. از اینرو ضمن مخالفت با هر دو طرف جنگ افروز، سمت اصلی ضربه و مخالفت ما، متوجه جمهوری اسلامی است.

در گذار از جمهوری اسلامی، سمت اصلی مبارزه‌ی ما علیه ساختار سیاسی، مبتنی بر ولایت فقیه است. برای گذار از جمهوری اسلامی، تکیه گاه اصلی ما جنبش های اجتماعی مردم ایران است که از طریق اشکال مختلف مبارزه سیاسی خشونت پرهیز، راه گذار از آن هموار می شود. اهمیت دارد که در جریان مبارزه مطالبات معیشتی با خواسته های آزادی‌خواهانه به همدیگر گره بخورد تا بتواند کارگران و تهی دستان و طبقه متوسط را متحدانه علیه استبداد حاکم و برای دموکراسی به میدان آورد.

شش- نحوه ارتباط و تعامل جمهوریخواهان با دیگر نیروها و رویکردها در داخل و خارج از کشور می بایست چگونه باشد؟

حزب ما از گفتگو و دیالوگ با نیروهای اپوزیسیون استقبال می کند. در شرایط کنونی ایجاد کمیته‌های اقدام در هر نقطه از جهان میان ایرانیان برای ابراز همبستگی و پشتیبانی با مردم و شرکت جمعی در خیزش های مردمی، یک وظیفه‌ی ضرور و اقدامی فوری و مبرم است.

در دوره گذار از جمهوری اسلامی به جز جریانات جمهوری خواه، نیروهای دیگری نیز حضور دارند که اهمیت دارد مبارزه این جریانات هماهنگ شود. حزب ما آمادگی خود را برای هماهنگ کردن مبارزه در دوره گذار، با همه نیروهائی که برای استقرار دموکراسی به رای آزاد مردم احترام می گذارند، اعلام می کند.

هیئت سیاسی- اجرائی حزب چپ ایران

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه on "جبهه جمهوری خواهی؛ لازمه گذار از جمهوری اسلامی به دموکراسی"


Guest
ارغوان نام مستعار یک مرد
5 hours 28 minutes ago

شما فدائیان ویروس اسلام ناب را در تمام وجودتان دارید. مهلکتر از کرونا ویروس. در حالیکه چپ تمامی جهان با مذهب در پیکار است شما در تمامی زندگی سیساسیتان به این دین بیشرفی و نانجیب لاس زده اید. در ایران این اسلام است و قرآن است که سرکار است. آما شما باشرفان حتا یک عنوان کتاب و مقاله ننوشته اید که از سر حتا انتقادی کوچک بر این دین باشد. و اما در مورد سایتها: سایتهائی که سانسور میکنند واقعیتها را توهین میدانند از دور یا از نزدیک شریک و همدست این حکومتند. امروز دیگر بر همگان ثابت شده این فقط حکومتی نیست که نامش اسلامی ست که جنایت و خیانت و تجاوز و شکنجه و غارت میکند. این اسلام و تشیع هستند که با تمام وزن و تمام متون قرآن و پیامبرش و ائمه اش در این کارها دخیلند. تا زمانیکه مثل کلمه ایها و زیتونی ها و کیهانیها چه تهران چه لندن TV من و تو و اصلاحطلب و اصولگرا عمل کنیم آش همین آش مسموم است و کاسه همین کاسه زهرآگین. باید به صورت روشن گفت که حفظ نظام از اوجب واجبات است یعنی حتا حفظ اسلام بدون وجود مردم ایران حیاتیست. مردم در تمامیتشان از چپ و راست تا لیبرال و رادیکال اگر به این مسئله که اسلام همین است و تشیع همین و نه چیزی دیگر نرسند چنانکه که در این ۴۱ سال نرسیدند چه جنگ چه تجاوز چه کشتار چه زندان چه شکنجه چه غارت و چه جنایت و خیانت چه تخریب ملت ایران سوریه و عراق و یمن به این نتیجه نرسیده باشند که این اسلام اهریمنیست که مسئول همه ی اینهاست،البته کروناویروس هم هیچ کاری نخواهد کرد. اسلام قرآن پیامبر علی و ائمه مسئولند. اینرا من در حلسه ای که اسلاحطلبان خود خوانده در آن بودند گفتم و رفتم. حالا به شما هم بگویم که شماها هیچ کدامتان جنم راستگوئی را ندارید و نخواهید داشت. چرا که هرقدر مدعی چپی و کمونیستی باشید کمتر رفتار چپی و کمنونیستی دارید! اسلام با تمام ونش و تشیع با تمامی خشونت و دریدگی در آدمکشی ذاتیش بر قدرت است اما شما قدرت حتا تلفظ این نام ننگین و اهریمنی را هم ندارید. باید به مردم ایران تسلیت گفت که چنین چپهائی دارد و هم تبریک گفت که شماها و مجاهدین و ملایان هیچ جائی در ایران ندارید. چرا که آنچه برای ایران لاتزم است را ندارید. فقط بلد بودید با شعار : مجاهد، فدایی خمینی ما با هم متحد میشویم + تا برکنیم ریشه سلطنت سر دهید. حالا آن مرتیکه احمق فرخ نگهدار جهالت با پوزخند منتظر است تا دو بار زر بزند. کسی نیست به این بیشرف مزدور بگوید خفه شو! من می گویم آقا آیت الله کرواتی لطفا خفه شوید! تند نوشتم و شاید غلط هم داشته باشد اما مهم نیست مطلبی ست!