جمهوری اسلامی در سراشیب اضمحلال

6sd5f4dfgdg حسن شریعتمداری hassan shariatmadariجمهوری اسلامی افتان و خیزان دوران فروپاشی خود را از سرمی گذراند. درمسیر فروپاشی ساختارهای عمده ای که مقوم ثبات یک نظام سیاسی میباشند، بتدریج فرو می پاشند. این فروپاشی مدتهاست شروع شده وشتاب آن بیشتر و بیشتر میشود. تنگنای اقتصادی کمرشکن حاصل تحریم هرچند بسیار موثر است ولی از علل اصلی فروپاشی نمی باشد. مهم ترین علت های اصلی  عبارتند از:

  • ناسازگاری سرشت حکومت دینی واپسگرا با مقتضیات زمانه در دوران انقلاب ارتباطات و جهانی شدن
  • فساد همزاد با نظامهای ایدئولوژیک که در جمهوری اسلامی ابعادی حیرت انگیز یافته است و بلبشوی درون حاکمیت وجنگ قدرت پایان ناپذیر که نتیجه اش بحران کارآمدی در نظام است
  • هزینه های کمرشکن ماجراجوئی‌های چهل ساله ناشی از توسعه طلبی عقیدتی و مذهبی
  • انزوای بین المللی

تحریم ها علت هیج کدام ازنکات برشمرده فوق نبوده و بلکه معلول قابل انتظار و پیش بینی شده آنها بوده اند.

حال بتدریج مسیرفروپاشی شیبی بمراتب تندتریافته وبه آستانه اضمحلال نزدیک میشود . فرق کیفی مسیر فروپاشی با مسیر سقوط و اضمحلال تغییرناگهانی وسریع زاویه شیب فروپاشی به حالتی نزدیک به سقوط عمودی میباشد . نقطه عطف این تغییر شیب را نقطه آستانه تغییر یا ( Threshold )  مینامند .

هرچند تحریمها علت اصلی فروپاشی این نظام نبوده و فقط به آن کمک کرده اند  اما پس از رسیدن به نقطه تغییر، خود از علل اصلی تسریع سقوط خواهند بود . زیرا این نظام برای جلوگیری از سقوط در درجه اول محتاج منابع مالی خواهد بود وفعال شدن مکانیسم ماشه از سوی آمریکا دسترسی به این منابع را بیش از پیش دشوارو بلکه غیر ممکن نموده است. البته مکانیسم ماشه وبازگشت تحریم ها با دیکته یکجانبه آمریکا به شرکتها وبانکهای جهان و با وجود مخالفت اغلب کشورها فقط در صورت انتخاب مجدد ترامپ به مسند رئیس جمهوری آمریکا  میتواند بطور موثر عمل کند و همه تحریم ها را برگرداند . در صورت انتخاب جو بایدن هرچند بنظر بیشتر صاحب نظران سیاستهای راهبردی آمریکا در قبال ایران توفیر چندانی نخواهد نمود، ولی بازگشت او به برجام حتی با خواست آغاز مذاکرات جدید برای برجامی نو عملا مکانیسم تحریمها را کند کرده و برای مدتی حتی ممکن است متوقف نماید و این خود فرصتی برای یک نفس عمیق مجدد پس ازحالت خفگی فعلی به جمهوری اسلامی خواهد داد. همچنین ممکن است بی نظمی شش ماه نخستین تشکیلات رئیس جمهورجدید که امری معمولی در آغاز بکار همه روسای جمهورآمریکاست  فرصتی یگانه به جمهوری اسلامی بدهد تا بطورموقت هم که شده تجدید قوا نماید .

اگر بپذیریم که در صحنه داخلی یکپارچگی، گوش بفرمان بودن و کارامدی نیروهای سرکوب بزرگترین نقش را درحفظ پیکره نیمه جان این نظام دارند و درصحنه بین المللی نیز عمدتا سپاه این وظیفه را به عهده دارد؛ کمبود و نبود منابع مالی کافی حفظ یکپارچگی و کارامدی این دو نیرو را بسیار دشوار خواهد نمود . البته در اینجا منظور از تفکیک نیروهای سرکوب و سپاه تبرئه سپاه از اعمال خشونت و سرکوب در داخل کشور نیست سپاه داوطلب چنین نقشی است و اکنون امنیت محله محور که اسم رمز سرکوب مردم در محلات میباشد را برعهده گرفته است . منظور این است که تا کنون قبل از رسیدن به مرحله قرمز بحران از نظر نظام کار سرکوب عمدتا در اختیار نیروهای ضد شورش بسیجی ها و لباس شخصی ها و سایر نیروهای آتش به اختیار و جانی بوده است  و سپاه فقط با رسیدن نا آرامی های اجتماعی به مرحله قرمزمستقیما وارد صحنه می شده و در آن دخالت میکرده است . ولی امروز با پیش بینی وخامت اوضاع بفرمان خامنه ای سپاه مستقیما این نقش را برای آینده نزدیک عهده دار شده است و سایر نیروهای سرکوب همه در اختیار سپاه خواهند بود .

مکانیسم ماشه وبازگشت تحریم ها با دیکته یکجانبه آمریکا به شرکتها وبانکهای جهان و با وجود مخالفت اغلب کشورها فقط در صورت انتخاب مجدد ترامپ به مسند رئیس جمهوری آمریکا  میتواند بطور موثر عمل کند و همه تحریم ها را برگرداند . در صورت انتخاب جو بایدن هرچند بنظر بیشتر صاحب نظران سیاستهای راهبردی آمریکا در قبال ایران توفیر چندانی نخواهد نمود، ولی بازگشت او به برجام حتی با خواست آغاز مذاکرات جدید برای برجامی نو عملا مکانیسم تحریمها را کند کرده و برای مدتی حتی ممکن است متوقف نماید و این خود فرصتی برای یک نفس عمیق مجدد پس ازحالت خفگی فعلی به جمهوری اسلامی خواهد داد. همچنین ممکن است بی نظمی شش ماه نخستین تشکیلات رئیس جمهورجدید که امری معمولی در آغاز بکار همه روسای جمهورآمریکاست فرصتی یگانه به جمهوری اسلامی بدهد تا بطورموقت هم که شده تجدید قوا نماید .

درست است که سپاه با دست اندازی در اقتصاد کشورذخیره قابل توجهی نیز در اختیار دارد ولی نباید فراموش کرد که وقتی ورودی منابع مالی خشک شوند با توجه به هزینه های هنگفت منطقه ای وداخلی در عرض مدت نسبتا کوتاهی این ذخیره ها مانند برف آب میشوند. حال سپاه از ترس چنین روزهائی در صدد دست اندازی کامل به صنایع خود رو سازی وغارت آن است . صنعتی که با توجه به افزایش قیمت بسیار خودرو در بازار داخلی درآمد کلانی را نصیب سپاه میسازد. همچنین شرکتهائی که بوسیله ایادی سپاه در پروژه به اصطلاح خصوصی سازی ایام ریاست جمهوری احمدی نژاد نصیب ایادی سپاه شده ولی در شرایط کنونی روی دست سپاه مانده اند وضرر و زیان آنها  خود ازعوامل مهم هزینه های جاری سپاه میباشند، با شرکت در ماشین اختلاس بورس توانستند به قیمت تاراج هستی مردم مستاصلی که فریب درآمدهای بادآورده بورس را خورده و هست و نیستشان را دربورس نهاده بودند، مجددا ثروتمند شوند و حد اقل فشار خود را از روی دوش سپاه و نهادهای وابسته به آن بردارند. البته از این غارت بیت رهبری نیز بغابت متنفع شده و دولت و دولتمردان نیز بی نصیب نمانده اند.

برآورد دقیق و واقعی از سرجمع دارائی و بدهی و ذخائر مالی این نهادها غیرممکن است ولی فساد و اختلاس به حدی است که میتوان حدس زد در طول زمان مقدار قابلی در هیچ کدام از نهادها نخواهد ماند تا صرف تامین نیروهای سپاه و سرکوب شود.

از سوی دیگر در شرایطی که منابع ثروت اندوزی هر روز محدودتر شده با توجه به هزینه های هنگفتی که مافیاهای مالی برای حفظ خدم وحشم خود دارند قانون تنازع بقا بر آنها حکم فرما شده و قویترها در صدد شبیخون زدن و تصاحب ثروت مافیاهای کوچکتر وضعیف تر را کرده اند . قویترین این مافیاهای مالی متعلق به بیت رهبری و فرزندان او بخصوص مجتبی خامنه ای میباشد . آنها که در شرایط رونق بازار نفت و در دور زدن تحریم ها چشم خود را بروی غارت دیگر رقبا بسته و با هم میخوردند و میبردند اکنون ابتدا بکمک قوه قضائیه دست نشانده و باسم مبارزه با فساد چهره نام آور باند بزرگ دیگریعنی شخص صادق لاریجانی را که آرزوی رهبری پس از خامنه ای را نیز در سر می پرواند تسلیم نموده و تحویل بایگانی مناصب از کار افتاده نظام یعنی شورای تشخیص مصلحت دادند و نفر دانه درشت مورد اعتماد او را که احساس خطر کرده و به خارج از ایران گریخته بود یعنی قاضی منصوری را که زیاد می دانست از سر راه برداشتند و چند نفر از کارورزان همدست و مورد اعتماد او مانند طبری را رسوا نموده و پولهای این دارو دسته  را در پایان مضحکه ای بنام دادگاههای مبارزه با فساد صاحب میشوند و شبکه فساد رقیب را نیز از آن خود میکنند. در این نمونه اخیر هم حذف فیزیکی و هم استفاده از دستگاه قضائی برای بزیر کشیدن چهره نام آور این باند و تصاحب ثروت و شبکه مافیائی این مافیا اشکارا مشاهده میشود. چنین روندی چون متوقف نشده و با حدت بیشتری نیز ادامه خواهد داشت، دیگران را بفکر مقاومت و دفاع از اموال غارت شده ای که تحت تصاحبشان است انداخته و احتمالا دو کار خواهند نمود:

اول این که برای محافظت از جان و اموال خود آنها  به نیروی مسلح از آن خود احتیاج دارند. پس هر باند مافیائی سعی خواهد کرد ابتدا از درون سپاه و نیروهای امنیتی و اگر نشد از بیرون آنها نیروی مسلح و امنیتی خود را تشکیل دهد تا هم بتوانند به دیگران شبیخون بزند و هم در مقابل آنها از خود دفاع نماید.

دوم اینکه چون نظام قضائی بطور انحصاری و حد اقل تا کنون فقط درکنترل خامنه ای و فرزندان اوست تنها وسیله ای که برای دیگران میمان دربایش و گروگان گیری و قتل و ترورعوامل و حتی دانه درشتهای باندهای رقیب برای تصاحب اموال آنان است . ما بزودی خشونت بین خودیها را درحدی باور نکردنی شاهد خواهیم بود و ادامه این روند سپاه و نیروهای امنیتی را پاره پاره نموده و در مقابل یکدیگر قرار خواهد داد. البته پروسه حذف رقیب در سطح سیاسی و برای تصاحب مناصب اصلی قدرت همواره در جمهوری اسلامی وجود داشته وعلاوه بر اسناد فراوان دیگر نوارهائی که اخیرا بنام کودتای خزنده از اختلافات درون سپاه بیرون آمده و خاطرات آیت الله منتظری گوشه ای از چنین روند حذفی را آشکار میکند. ولی مبارزه با فساد عنوان جدیدی است که در نظامی که تا بن دندان بفساد آلوده است به این شیوه از تصاحب باند رقیب داده شده است. واضح است که ماهیتا این نوع از چالشها با انگیزه مادی تفاوتی بنیادین با چالش بر سر قدرت سیاسی دارد . درچالش با انگیزه قدرت سیاسی وجود نمادین رهبر و ولی فقیه و کوشش طرفین متخاصم برای حفظ او از شرایط  بنیادین ادامه بازی است ولی برعکس در چالش با انگیزه مادی بیت رهبری بانضمام رهبر و فرزندانش بزرگترین مافیای مالی با اتکا به نیروهای امنیتی و سپاه و قوه قضائیه است و خود طرف اصلی دعوا است و بقیه در درجه نخست بایداموال ومناصب وتشکیلات خود را ازاوحفظ نمایند .من نام این سطح ازچالش را که در جمهوری اسلامی بخاطر کمبود منابع مالی بوجود امده ویکی ازآثارمستقیم تحریم هاست چالش پاسبانی گنج !! نام گذاشته ام .

این روند با کمبود بیشتر منابع در اثر بازگشت تحریم ها تشدید خواهد شد وعلاوه برباندهای مافیائی نهادهای قدرتمانند دولت و روحانیت و بیت وسپاه و قوه قضائیه وآستان قدس را نیزدرگیرخواهد نمود. این روند از یکسو میتواند به فروپاشی نیروهای امنیتی و سپاه بیانجامد واین کار مبارزه مردم را آسانتر به پیروزی میرساند ولی از سوی دیگرنیزاگر جایگزینی معتبربرای نظام نتواند در این فاصله موقعیت خود را تثبیت کند و بخشهای محذوف و معترض نظام را جذب نماید ادامه چنین وضعی میتواند به یارگیری این باندها از اجتماع واز میان اراذل واوباش محلات بیانجامد.  تکوین این چالش مفسده انگیزممکن است حتی  به نوعی جنگ داخلی با ریشه های مافیائی منجر شود و بسیار خطرناک باشد.

اگر بپذیریم که در صحنه داخلی یکپارچگی، گوش بفرمان بودن و کارامدی نیروهای سرکوب بزرگترین نقش را درحفظ پیکره نیمه جان این نظام دارند و درصحنه بین المللی نیز عمدتا سپاه این وظیفه را به عهده دارد؛ کمبود و نبود منابع مالی کافی حفظ یکپارچگی و کارامدی این دو نیرو را بسیار دشوار خواهد نمود.

در این جنگ قدرت  ودرجریان این چالشهای روزافزون داخلی اسناد طبقه بندی شده و محرمانه نظام پشت سرهم به بیرون درز میکند وگزارش پشت گزارش بر تاریکخانه اشباح در تلویزیونها و نشریات نور می افکند و رازهای مگو را فاش میسازد.

مردم ایران از لحاظ فرهنگی راه خود را با حکومت فقها و تعلیمات قرون وسطائی آنان کاملا جدا کرده اند. در این میان شجاعت و نافرمانی زنان حتی بیش از مردان علنی و قابل مشاهده میباشد.

سختی معیشت محافظه کارترین ها را نیز در مقابل این نظام قرار داده است . اخبار و ابعاد فساد بی حد و مرز مانند نمکی است که بر زخم جامعه پاشیده میشود وآتش خشم ها را شعله ورتر و عمق انزجار جامعه از حاکمان را بیشتر و بیشتر میکند.

جامعه مانند انبار باروتی درانتظار جرقه ای برای انفجاری بیسابقه با ابعادی غیر قابل تصور است .

این جاست که وجود یک جایگزین قدرت معتبردموکراتیک میتواند معادله را بنحو تعیین کننده ای بنفع مردم و آینده ای روشن تغییر دهد.

اکنون اگر به سه گانه بزرگترین چالشهای نظام نظری بیافکنیم . برای خامنه ای در راس مسائل بحران روابط آمریکا و اسرائیل و کشورهای عربی و در گوشه دیگر این مثلث وحشت از قیام مردم و درکنج دیگر آن بحران داخلی نظام وجود دارند.او در حل هیچ یک از این مسائل گزینه های زیادی پیش روی خود ندارد و دروضعیت بینهایت بغرنجی بسر میبرد .

در مورد بحران اجتماعی جاری همگان در دایره خودیهای نظام منتظر قیامی عمومی در زمانی نزدیک ولی نامعلوم و با ابعادی غیر قابل پیش بینی میباشند.

در مورد بحران روابط با غرب و اسرائیل یکی از سناریوهای محتمل منجر شدن اوضاع به درگیریهای نظامی آنهم در داخل خاک ایران است .

وجود این دو احتمال یعنی امکان بالای شورشهای گسترده اجتماعی و امکان قابل ملاحظه درگیریهای نظامی لازمه اش وضعیت آماده باش در هردوجبهه فوق است . آماده باش نظامیِ، وحدت فرماندهی، قدرت مالی و تسلیحاتی و روحیه وفاداری به نظام و رهبری لازمه پایداری در این دو جبهه میباشد .

با توجه به روند فروپاشی وتغییر سریع مسیر آن بسوی اضمحلال چنین وضعیتی یعنی آماده باش رزمی دائم امکان عملی ندارد .

در سرکوب داخلی نیز چالش مالی و جنگ قدرت درونی عملا اتحاد نیروی سرکوب را دشوار نموده ومنافع متناقضی را حاکم بر خواسته های فرماندهان سپاه و نیروهای امنیتی مینماید . احتمالا باندهای مافیائی حاضر خواهند شد که امتیازات بیشتری از سپاهی که دشواری های مالی دارد به اوباش محلات بدهند و طرح امنیت محله محور که بر اساس بکارگرفتن اوباش محلات بوسیله سپاه میباشد تبدیل به چالش مافیائی محله محور خواهد شد .

ماهیتا این نوع از چالشها با انگیزه مادی تفاوتی بنیادین با چالش بر سر قدرت سیاسی دارد . درچالش با انگیزه قدرت سیاسی وجود نمادین رهبر و ولی فقیه و کوشش طرفین متخاصم برای حفظ او از شرایط  بنیادین ادامه بازی است ولی برعکس در چالش با انگیزه مادی بیت رهبری بانضمام رهبر و فرزندانش بزرگترین مافیای مالی با اتکا به نیروهای امنیتی و سپاه و قوه قضائیه است و خود طرف اصلی دعوا است و بقیه در درجه نخست بایداموال ومناصب وتشکیلات خود را ازاوحفظ نمایند .من نام این سطح ازچالش را که در جمهوری اسلامی بخاطر کمبود منابع مالی بوجود امده ویکی ازآثارمستقیم تحریم هاست چالش پاسبانی گنج !! نام گذاشته ام .

بنابر این و بنا بر پیش بینیهای درونی سپاه اگر ابعاد قیام عمومی از حدی فراتر برود برای نظام مهار آن بسیار دشوار و شاید غیر ممکن خواهد بود .

از هم اکنون گزارشاتی مبنی بر درگیریهای پراکنده مردم و نیروهای بسیج و سپاه و امنیتی که میخواهند پایگاههای خود را در محلات ایجاد کنند بخصوص از شیراز و تهران بگوش میرسد و حاکی از عدم موفقیت طرحی است که با توجه به عدد شهرها و محلات آنها سپاه نه پرسنل و نه بودجه کافی برای اجرای کامل آن را داراست .

پس ازآشکار شدن شکست این طرح اکنون و دوباره سپاه بفکر عملی نمودن طرح قدیمی انتقال پایتخت افتاده است وقرارگاه خاتم الانبیا طی نامه ای از دولت اجرائی شدن این طرح را طلب میکند . آقای ابوترابی عضو کمیسیون امنیت داخلی مجلس آشکارا میگوید که طرح انتقال پایتخت چاره اندیشی برای مقابله با نافرمانی گسترده مدنی در پایتخت است.

در بعد منطقه ای نیز محور مقاومت ایران با طرح صلح ابراهیم عمدتا با کوششهای کوشنر داماد ترامپ و نتانیاهو با شکستی تاریخی مواجه شده و اکنون علاوه بر امارات و بحرین که رسما باین طرح پیوسته اند، قطر و سودان نیز آمادگی خود را اعلام نموده اند. عربستان سعودی هم با چند قدم فاصله قصد پیمودن همین مسیر را هرچند با احتیاط بیشتری در پیش رو دارد.

در عراق و لبنان نفوذ ایران بسیار کاهش یافته و در سوریه هم قدرت مانور ازنیروهای جمهوری اسلامی باز ستانده شده است .

سپاه با همه تبلیغات گوش خراشش تا کنون نه در مقابل بمبارانهای متوالی نیروهایش در سوریه بوسیله اسرائیل و نه در برابر قتل سلیمانی بوسیله امریکائیها و نه برای شکست طرح صلح ابراهیم هیچ کارقابل توجهی نتوانسته است انجام دهد و در عراق و لبنان نیزعلاوه برشکست در صحنه  سیاست و دیپلماسی مردم کوچه و خیابان نیز یکصدا خواستار خروج ایران از کشورشان و عدم دخالت جمهوری اسلامی در سیاست داخلیشان میباشند.

حتی اگر بایدن به ریاست جمهوری درآمریکا انتخاب شود در وضع آشفته فعلی حصول اجماع در حاکمیت ایران برای شروع مذاکراتی موثر با امریکا در جهت عادی سازی روابط و مناسبات سیاسی بسیار نامحتمل بنظر میرسد.

آمریکا نیزصرف نظر از این که چه رئیس جمهوری وازچه حزبی برسر کارآید حل مسائل لاینحلی را که در عرض چهل سال در مناسبت با جمهوری اسلامی تکوین یافته اند دردستور خواهد داشت و چون خامنه ای و سپاه زبانی جز زور و خشونت نمیفهمند لاجرم سیاست نیزدر نهایت به همان سو خواهد غلطید. هرچند ظاهر کلمات بایدن به زبری زبان مورد انتخاب ترامپ نباشد.

بازگشت بایدن به برجام بازگشت به مذاکراتی نوین در این قالب توافقی من درآوردی است که نه قرار داد بود و نه حتی تفاهم نامه ای الزام آور . فقط راهی بود تا ایران سابقه تولید سلاح هسته ای خود را آبرومندانه در آن غسل تعمید بدهد و بتواند آرام آرام بجامعه جهانی باز گردد که با رویکرد خامنه ای و سپاه از ابتدا محکوم به شکست شد و ترامپ میخ آخر را بتابوت آن کوبید .

اروپا هم در عمل هیچ کاری در جهت عکس سیاستهای ترامپ نتوانسته انجام دهد و برجام چهارچوبی انتزاعی وصرفا برای مرزگذاری صوری بین سیاستهای اروپا و امریکا در موزه مذاکرات دیپلماتیک جهان مانند عکسی یادگاری بدیوار مانده است .

بطور قطع بایدن هم اجازه نخواهد داد که جمهوری اسلامی برد و دقت موشکهای خود را بی هیچ دردسری توسعه دهی و به سلاح اتمی دست یابد . هر که در راس قدرت آمریکا باشد روابط خود را با متحدین خاورمیانه ای‌اش قربانی نرمشهای تاکتیکی دیپلماتیک در برابر جمهوری اسلامی نخواهد ساخت و بالاخره و در نهایت امر چون  خواست حضور دیپلماتیک در ایران بطوررسمی و درحد سفارت همراه با عادی شدن کامل مناسبات سیاسی که مقصد نهایی آمریکاست با وجود چنین نظامی بر سر کارآنهم در زمینه دشمنی و بی اعتمادی چهل ساله قابل حصول نیست .

این نظام با وجود همه ترفندها و راههای غیر معمولی مانند دور زدن تحریم ها و یا سرکوب شدید مردم بطرق گوناگون و یا به بیراهه کشیدن مبارزات اجتماعی و اعمال خشونت عریان درسراشیب اضمحلال میباشد و  پلی سالم پشت سرخود باقی نگذاشته است . تغییر رفتار این نظام برابر با تغییر این نظام است و عدم تغییر رفتار این نظام نیز مساوی با اضمحلال آن میباشد . مردم این نظام را تغییر داده و ایران را از انزوای بین المللی و خطر جنگ نجات خواهند داد.

دیدگاه بگذارید

9 Comments on "جمهوری اسلامی در سراشیب اضمحلال"


Guest
شفق خیاط از تهران
2 days 7 hours ago

آقای حسن شریعتمداری. به نظر من بزرگترین دوست حکومت ضد بشری اسلام ضد بشرتر همین اپوزیسیون سرگردان است که سرکار هم جزوشان هستید. در حالی که بزرگترین دشمن ایران نه تنها حکومت اسلامی که خود قرآن و اسلام و محمد و علی و تشیع هستند. من که ساکن تهران هستم و به اصفهان هم رفت و آمد دارم می بینم که این نظام فقط با تبهکاری، آدمکشی، شکنجه و ترس و ترساندن کل جامعه حکومت می کند. تبلبیغات دروغینی که می کند و هر روز رنگ باخته تر می شود مثل همین عربده محسن رضائی آدمکش که حتا فرزند خودش را هم سربرید که می گوپید سرانه هر ایرانی ۵۰هزار دلار در سال خواهد رسید، اگر پوک و پوچ است ولی به خاطر افتراق اپوزیسیون و شاید پیرشدن نفراتشان که جوانان را بین خود راه نمی دهند هنوز کاربرد دارد. من مثل شما آذری هستم ولی به شما این عرض را بکنم که یکی از پایه های ماندگاری این حکومت ننگین تجزیه طلبانند و فدرالیستها، دیگری مجاهدین خلقند، و سرانجام اینکه ایکاش رضا پهلوی با شفافیتی بیشتر می گفت واقعا چه می خواهد! پدر و مادر و خانواده خود من که تبریزی هم هستند ترس از تجزیه ایران و ترس از مجاهدین معلوم نیست منتظر چه هستند! مردم با وجود نفرت از این رژیم به اپوزیسیونی که مجاهد و تجزیه طلب و فدرالیست درش باشد اطمینان نمی کند و حق هم دارد. چرا که در پس پشت این اپوزیسیون وحشتی سراسر ایران را فرا خواهد گرفت. یکی از دردهای مهم ایران امروز نیز این است که اپوزیسیون اصلا معلوم نیست مخالف چیست! یعنی انگار که اصلا این اسلام نیست که بر حکومت است! در سرتاسر مقالات نوشته شده چه آنهائی که مدعی نواندیشی دینی هستند و چه چپها چه جمهوریخواهان و پادشاهی طلبان هیچکدامشان بر این موضوع لب نمی گشایند که آنچه را این حکومت می کند عین خود اسلام ناب است و خودشان هم اذعان دارند و بی رودربایستی تمام اعمالشان طبق آیات و روایات قرآن و سنت است. مدعیان نواندیشی دینی بفرمایند که کدام یک از اعمال این حکومت اسلامی نیست. تمامی کشتارها و قتلها و تجاوزها نه تنها در این ۴۲ سال که از ۱۴۰۰ سال پیش طبق قرآن و سنت پیامبر و علی بوده و هست و خواهد بود! اگر ما امروز به آنها نپردازیم و این قتلها و کشتارها و تجاوزها و تکفیرها و الحاد خوانی و معانددانی همچنان مقدس و دگم باقی بمانند پس این ۱۴۰۰ سال و این ۴۲ سال به ما چه آموخته اند!؟ تندرست باشید
نظرات بسیار خوب ست و این طنز آخری به نهایت عالی ست

Guest
تواب سابق از تهران
3 days 16 minutes ago

با سلام دوستان شاعر این شعر طنز گونه دو سه سال پیش در گذشته. در مدح رهبری ست لطفا آنرا منتشر کنید.

سلام آقای فرهنگ٬ من به شما قول داده بودم تا این قصیده را براتان بفرستم و اینک می فرستم. آمید من این است که این قصیده را در صفحه نخستتان و به صورت مستقل منتشر کنید. من از آن روز که به شما قول دادم تا کنون در سفر بوده ام و نتوانستم این را براتان بفرستم. چرا که ارسال از کامپیوتر شخصیم خطرناک بود. من از یک اداره ی دولتی در جایی از ایران این قصیده را می فرستم امیدوارم آنرا منتشرش کنید. وقتی فاحشگی و لواط و اعتیاد در ایران فرماندهیش در دست شخص رهبری ست شما نمی توانید این قصیده را خارج از ادب بدانید. رهبری با حکم حکومتی فرمان پوشش لواط را در بیتش داده است. برای او تجاوز به دهها نوجوان اشکالی ندارد و آنها عروسکهای ارضای شهوات شخص رهبری و قاری قرآنی بودند که آن قاری خودش از چهارده سالگی قربانی شهوات رهبری بوده است. جالب است که کلیت روحانیون در این مورد سکوت تایید آمیز کرده اند. بنده شخصا یکی از این قربانیان را که اینک زن و دو فرزند دارد را می شناسم. او چندین بار برای من که استاد… هستم با گریه و زاری گفت که رواج لواط نزد شخص رهبری و تا همین امروز به صورت «مشت و مال» و آمدن ماساژور ادامه دارد. و او خودش بارها مورد تجاوز قرار گرفته است. او پیشبینی می کرد که سرانجام سعید طوسی به هر وسیله کشته شود تا نتواند رازهای بیت رهبری را برملا کند. رازهایی که البته دیگر راز نیستند. از قرار باید سر سعید طوسی پیش از مرگ رهبری برود زیر آب. او یا در تصادف کشته خواهد شد یا ایست قلبیش خواهند داد و یا به سرطانی فوری دچار خواهد گردید. من امیدوارم این قصیده را به طور جداگانه و با عکسی از فریاد اوارد مونچ و یا عکسی که خودتان انتخاب می کنید در صفحه ی نخستتان بگنجانید و برای بالاترین هم بفرستید. امیداست که جوانان ایرانزمین این قصیده را در تلگرام بگذارند. نیچه گفته است که ظنز دیکتاتورها را بیش از یک اسلحه ی مرگبار می آزارد. خواهش می کنم به ترتیب و ترکیب صفحه بندی توجه کنید. خصوصا تیتر با خطی غلیظ نوشته شود و…با سپاس…
الف شین
القصیده الانتریه فی احوالات رهبری علویه که در محراب به خود ریده
القصیده الانتریه فی احوالات رهبری علویه که در محراب به خود ریده

این رهبر آزاده ی ایران به خودش رید٬
تو بشمار٬
تنها نه خودش رید به خود رهبر ایران٬
یکپارچه ایران به سر رهبر خود رید و٬
تو بشمار٬
رهبر چو نگه کرد در آیینه ی تقلید٬
با مزمزه کردن٬ گه خود را٬
اینبار با غضب بر سخن و عرش خدا رید!٬ و
تو بشمار
با حفظ هویت به سر شخص خدا رید و ٬
تو بشمار
الله و الله کرد، اکبر رو صدا کرد!
بر تربت پاک انبیا رید و٬
تو بشمار
آن رهبر سابق در قبر بخندید ٬
با آن کفن پاک مطهر٬
که مزین به آیات خدا بود٬
با گفتن صد بار ولاکن٬
از خنده به خود رید و
٬
آیات خدا بود به عمامه رهبر٬
وقتی که میخندید٬
وقتی که می خندید و به خود رید٬
عمامه اش افتاد درون گه و غلطید٬ و
بغلطید دو صد بار و
عمامه رو لیسید،
عمامه تبرک با بوی خوش گه٬ مالید به پیشانی٬
چون چادری از گه٬
عمامه به سر کرد٬
عبای گه اندود٬
با عطر طهارت٬
تیمم غایط
با مسح و تلمس!
با ذکر و تلمذ
او عزم سفر کرد٬
ریشش به ملات گه صد روزه حنا کرد!٬
بهر سفر انگلیکن رخت به بر کرد٬
***
در٬ آستانه ی در بود!٬
عزاییل ٬
کتائب آقا،
با نره خری لخت٬
با آلت کلفت٬
آهیخته و زمحت!٬
سید سعید طوسی ۱۳ سالش بود،
ناگاه به اعجاز ناگان بزرگشد،
بزرگ بزرگ شد، قد کشید و هنگفت با نره خرک جفت٬
شمشیر بدست و ٬
و هم زره به تن داشت٬
زان میر غضب خان٬
آن سارق خیبر
چیزی نه که کم داشت!
شمشیر لای دندان٬
در کنده نو دستش٬
ساطور دو سر داشت!
چند سر بریده، هم پشت سرش بود
پیشبندش پر خون بود…

سطلی ز گه ناب٬ با آب قاطی کرد!
همچون آب زم زم غلپ و تلپ کرد
هی قرررو قره کرد!
***
پنهان نتوان کرد٬
ارضای رضا بود٬
این کار خدا بود!٬
رهبر پا رو وا کرد٬
حاج سعید طوسی با عورت نازش٬
در اونجای رهبر تا دسته به جا کرد٬
هی او جابجا کرد٬ اینجا و اونجا کرد!٬
تا دسته درون شد٬ گاهی به برون شد٬
از خنده ی آقا، روده شون برون شد٬

هر لحظه درون و گاهی به برون شد٬
قاه قاه می خندید
دو تا آویزون بود٬ یکی در میون بود٬
شلپ و شلوپ بود٬
آقا در میون بود٬
دستاش رو زمین بود!
اینها یه نشونی٬
از عالم غیبه!
***
این رهبر آزاده ی ما نشئه ی عشق است٬
الواط و لواط است٬ مثل آب نبات است٬
مکنده ی آب و مکنده ی ذات است٬
او اصل لواط و٬
معنی فساد است٬
این رفت و شدن ها٬ تلمبه زدن ها٬ با قاری قرآن ٬
صدها نوجوانان٬ با صد کش و قوس است٬
فرمان الهی وحیی ز نزال است٬
انزال و نزول است٬
***
گاهی فاعل گاهی مفعول٬
گاهی عاشق و گاهی معشوق٬
گاهی این دست رو زمین و٬ گاهی اون دست رو کمر بود!
اصلش اینه که دمر بود
کپلش مثل قمر بود٬
کمرش مثل فنر بود٬
اما اینبار رهبر ما٬ از خوش هم بی خبر بود٬
اینبار حاج سعید طوسی٬دست و زانوش رو زمین زد٬
هی اون بالا و پایین کرد٬
رهبر ماه رو سوار کرد٬
ماه – تو آسمون نگاه کرد!
***
گاهی که این روی اون بود٬
گاهیم این توی اون بود٬
گاهیم این زیر اون بود!٬
گاه لب و لوچه ی رهبر برا ارضا اویزون بود٬
***
این رهبر آزاده ی ما زیر الاغ بود٬
بیچاره علاغه٬
کارش کار زار بود٬
تا که میدید که کسی نیست!٬
گاهی وقتام که کسی بود
گاهیم رو الاغ بود٬
خیالش رحت از این بود!
که توی راه خدا بود
با اینیم که چلاق بود٬
چون رهبر خود٬ رهبر ما روی براق بود٬

***
رهبر توی درد سر بود.
تو -چهار – راه محشر بود٬
شلوارش کشیده پایین٬
قمبلش زیر تشر بود
ناگاه بشد رعدی و برقی٬
تو یکی از راه ها
توی رعد و برق تاپاله زدی٬
تا – پاله ی زدی
این نور خدا بود٬
حاج محمود ما بود٬
احمدی نژاد بود٬
با بمب و مسلسل٬ نارنجک دستی٬
پشتشم سپاه بود٬ با لباس داعش٬
پرچم لا لا لا
مردم رو نوازش٬ کردند نمد مال!
آقا کرد قار قار!
« اینها نه مسلسل٬ ما میگیم ترقه ست٬
این ترقه – بازی٬ کار حقه بازی٬
این کار ما نیستش!
کار اجنبی هاست٬ …
ناگاه آقا گوزید٬
چرت اما عج از اون صدا پوسید
تو چهارراه اسلام چند سر و صدا شد

ناگاه عیان شد٬ سیلی ز تبه کاران از راه رسیدند٬
آقا رو که دیدند٬ پشت سر آقا فوری صف کشیدند٬
از عقب فرو کردند٬
از جلو مالیدند٬
با هَیْهاتِ مِنّا الذلَّه
عربده کشیدند!
هر کدام از یک سو آقا رو گاییدند!
ملائکه از عرش به پایین پریدند٬

او نا هم برا آقا یک پرس بریدند!
ازفدائیای رهبر،
از راه دگر نیز چاقوکشای رهبر،

ارازل و اوباش چون کرم خزیدند٬

سر دسته ی آنها ذلفقار بدست بود٬
با فرق شکافته هارت و هورت می کرد!
زرت و زورت می کرد!
ناگاه یه اف ۱۴ تو آسمون پیدا شد
با این هواپیما٬
سکوت محض بر پا شد٬
وقتی که طیاره رفت دو باره غوغا شد.

سرباز آقا بود
***
آحمدی نژاد امد با نور الهی!
دور سر او گه بود چون طوق طلایی٬
خمپاره بدست و -هم بمب به کف بود٬
هم امام حسین و از شمر بدترتر٬
از کرب و بلا بود و
در راه نجف بود
یک بمب گهی انداخت اندر ره رهبر٬
قهرمان نرمش ٬ با آن کمر ناز!
آن فنر اعجاز٬
رهبر جا خالی داد!٬
چپیهیش رو علم کرد!
انگشت بزرگش رو اون مثل علم کرد٬
برا ترسوندن مردم٬ هی اون تو دهن کرد٬
هی لیس و والیس زد٬
هی عره و تیز کرد!
چون رهبر آزاده ی ما روی براق بود٬
هر چند که الاغ بود٬
چون رهبر خود٬ رهبر ما روی الاغ بود!٬
یک خر رو الاغ بود!٬
می گفت که براقه! آما که الاغ بود٬
آما چه الاغی!٬
یه الاغ لخت و
نره خر داغ بود!٬
با عشوه و ناز بود…٬
گاهی خر روی امام بود٬ گاهیم زیر الاغ بود٬
***
آن بمب بیفتاد به محراب تجلی٬
آنگاه بترکید٬
آیات خدا ریخت درون ره رهبر
رهبر چو بلیزید٬
یا اینکه بلغزید ٬
تا دسته بلیسید!٬
نا گاه بگوزید٬
گفت اینکه ترقه ست
پس بمب کجا بود؟؟؟

آن رهبر سابق از حماقت این رهبری گریان در قبر بخندید
قاه قاه به خودرید
دریا؟ چه بگویم٬
گهستان الا بود٬ از صفا تا مروه
چون سنگ سیا بود
بحری زه گه ناب٬
عرفات آقا بود٬
***
از عشق خدایی٬
رهبر ولایی
خناس مخنث٬
این رهبر یکدست٬
وارونه و سر مست٬

رهبر شده بی تاب٬
قواص خدا بود!٬
رقاصه ی شیطان
در حال ریا بود!
این ترقه بازی کار انبیا بود!
***

بهر سفر حج در راه خدا بود٬
تنگی بگرفتش٬
هرچند گشاد بود!
رهبر سر پا شد٬
با یاد خدا شد٬
رهبر چو بریدند٬
آن سیل کفن پوشان از پانزده خرداد٬
از راه رسیدند٬
اول بو کشیدند٬
آنگاه چشیدند٬
با انگشت دشنام در گه به خزیدند٬
یا اینکه خلیدند٬
آنگاه لیسیدند٬
اسپرم هزار جاسوس را٬ کشف نمودند٬
این فیض عظیما را٬
این فاز به فوزآ را با یطعه ی الله بر چشم کشیدند!
اکمل شده این دین٬ با ذٍکر و ذٌکرٍ کین٬
با دشمن ملعون٬
امت شده واحد با کل مریدن٬ ریدند به دفتر٬
آن صاحب این عصر ناگه شده بیدار!٬
با چرت پریده٬
پیغمبر تکفیری گردیده پدیدار٬
همچون اونجای رهبر٬
چرتش شده پاره!
***
آن رهبر غائب گردید مهیا!٬
بهر سفر خاک٬ اماده ز افلاک
لاهوتی بی غش ٬ با عشوه ی مهوش٬
او آمده با کٌش٬
با شلوارک داغ!
شمشیر برنده در دست درنده٬
گرگان خونآشام٬ دندونای خونی٬
با نره خری داغ٬
با آن ذکر شق
با فتنه ی اکبر
با سید مظلوم٬
با دریایی از خون
با عامی مغبون
با سپاه غارت
با بسیج قاتل٬ با داعش بی رحم٬
با طالب حوزه٬
مداح حرم بود
با طالب فیضه٬
خون تا زیر بیضه!
الامان به پا شد!
بیداری اسلام!
خونها که به پا شد٬
خونها به زمین ریخت٬
تا اسلام احیا شد!
اسلام آدمکش، سیراب ز خون بود٬
سیرابتر خون شد!

ای دنیای آزاد،
ای دنیای آزادی بر خیز و بپا شو!
این میر غضبها را تو خلع سلا کن!
این دنیای بیداد٬
را از ظلم رها کن!

دنیا پر بغض است٬
و اینک شده فریاد از ظلم تو: اسلام
از ظلم تو: اسلام!!٬
فریاد و دو صد داد
فریاد! و فریاد!!٬

***

آی خدای واحد!٬
نحسی شریعت٬
نحسی شرایع٬
اینک تو نگا کن
این مردم ایران٬ گردیده مهیا
بر زیسیتنی نو!٬
الگوی نوینی انداخته در راه
هم بی توی ظالم٬ هم بی اوی خناس٬
بی رهبر لووواط!
بدون ولایت٬
بدون فقاهت
بدون شریعت٬
هم با من و با او
با این من دیگر با آن اوی دیگر!٬
هم٬ هم زن و هم مرد٬
هم پیر و جوانان٬
در راه بهاران٬
در راه نوینی٬
چون سیل خروشان
ماییم در ایران!٬
ماییم در ایران!

Guest
ف الف از تهران
11 days 5 hours ago

فرزندان پیامبر بچه باز اسلام ناب سر سه نفر را در شهر نایس فرانسه بریدند. آنها همچون بسیجیان و پاسداران ولایت امیرالمومنین به کارد و الله اکبر مسلح بودند. اینان اگر زورشان برسد همچون امامشان علی ابن ابی طالب عمر و عثمان برای اسلامیزه کردن فراسنه ایرانیزه اش می کردند. یعنی سر تمامی مردان را می بریدند و به زنانشان تجاوز می کردند و فرانسه را پر از سید و امام و امامزاده می کردند. در ضمن دیروز خامنه حرامزاده که جده اش زهرا ست و جدش خود پیامبر است فرمان داده بود تا جوانان مسلمان وارد عمل شوند. و شدند! خوب است مردم ایران به قرآن سوزی و ریختن قرآن در مزبله و و الودن آن به نجاست و رها کردنشان در کوچه و خیابان ادامه دهند. مرگ بر اسلام و نابود باد قرآن و سیره نجس ائمه.

Guest
najib az ghom
15 days 5 hours ago

“تیپ مکانیزه امام زمان” از نیروی زمینی سپاه با تانک و تجهیزات به منطقه خداآفرین در مرز جمهوری آذربایجان و همین طور جلفا در مرز ارمنستان اعزام شده است.
ببینید اینان خودشان با دهانشان بر امام زمانشان و بر قرآنشان و بر ولایت امیر مومنشان ریدند. بعد معلوم شده که این گه گه سگ بوده. حالا شما مسئله دو مجهولی را حل کنید!

Guest
18 days 21 hours ago

شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی گه می خورد گه مال خواچه