سرسخن سی و چهارم

fullsizerender-teleg میهن سرسخن mihan sarsokhanبحث در باره اصلاح پذیری یا اصلاح ناپذیری جمهوری اسلامی به یک نقطه عزیمت و مبنای راهبردی برای تفکیک نیروهای سیاسی و خط مشی ها و رویکردهای مختلف و متنوع آنان تبدیل شده است.

این پرسش دوگانه در ابتدا ساده می نماید و آنچه باقی می‌ماند جمعبندی دو دهه تجربه عملکرد اصلاح طلبی و اصلاح طلبان از یکسو و برخورد هسته سخت قدرت از سوی دیگر است. اما به راستی و از منظری راهبردی و بنا به تجارب کشورهای مختلف جهان، این پرسش به همان سادگی است که در ظاهر و در ابتدای امر می نماید؟

برای اینکه بار سنگین منازعات جاری بین نیروهای سیاسی مختلف کنونی فعال در عرصه سیاسی ایران را از یک بحث نظری و آکادمیک راهبردی دور کنیم اجازه میخواهیم بحث را از حوزه ایران خارج کنیم و به صورت عام مطرح سازیم: «اصلاح پذیری یا اصلاح ناپذیری حکومت‌ها». آوردن واژه «حکومت‌ها» در این پرسش بدنبال بررسی این پرسش از منظری عام و تاریخی و جهانی است و نه الزاما و صرفا معطوف به ایران.

به عبارت دیگر و به صورت کلان و فارغ از مصادیق مشخص آن (در ایران یا دیگر کشورها)، می خواهیم واکاوی کنیم که آیا پرسش از «اصلاح پذیری یا اصلاح ناپذیری حکومت‌ها» به طور مطلق و انتزاعی قابل بررسی و پاسخگویی است و یا باید به طور مشخص و انضمامی بدان پرداخت؟  پاسخ به این پرسش تابع «موازنه قوا» بین حکومت و میزان قدرت و توان جامعه مدنی و جنبشهای اجتماعی است و نمی توان یک رفتار واحد و مشخص از سوی حکومت (و مردم) را در همه شرایط و در همه حالات موازنه قدرت بین حکومت و مردم متصور دانست و یا فارغ از «موازنه قوا» بین بالا و پایین هسته سخت قدرت و ذات و ماهیت بعضی قدرت‌ها اصلاح ناپذیر (و یا اصلاح پذیر) است؟ آیا پاسخ به این پرسش به تغییر و تحولات و شکاف های درون ساختار قدرت (و از آنجا به نحوه مراوده اش با قدرت مردم و جامعه مدنی و جنبشهای اجتماعی) نیز مرتبط است و یا امری است که بنا به مبانی بنیادین هر نظام قدرتی می توان در باره آن داوری ای عام نمود؟

این یک بررسی و پرسش راهبردی است که که به خروجی های مختلف و خط مشی ها و رویکردهای گوناگون می انجامد. روشن نبودن و به نظم و سامان نرسیدن این بحث و واکاوی راهبردی به اغتشاش فکری و عدم مفاهمه و بدفهمی نیروهای مختلف سیاسی از رویکردهای یکدیگر منجر می شود.

مرتبط و متصل دانستن (یا ندانستن) اصلاح پذیری (و اصلاح ناپذیری) حکومت ها با مسئله «موازنه قوا» در عینیت و عمل سیاسی به سه خروجی مختلف خواهد انجامد: اصلاح طلبی، سرنگونی طلبی و تحول خواهی(این سه گانه موضوع  مورد بررسی درمیهن شماره 22 بود). فارغ از درست یا نادرست بودن هر یک از این رویکردها اما در مرحله اول مفاهمه هر رویکرد و عدم ساده سازی و ادغام و متصل و متهم سازی یک رویکرد به یکی از رویکردهای متفاوت و رقیب دیگر، مانع درک و دریافت و تحلیل درست نیروها و موضع و موقف سیاسی آنها از یکدیگر و تنظیم رابطه شان با هم خواهد شد.

عدم دقت و تامل در بررسی دیالکتیک و رابطه (احیانا متغیر) بین قدرت حکومت از یکسو و قدرت جامعه و جنبشهای درونی آن از سوی دیگر شاید به  ساده سازی و جزمیت در تحلیل و بالطبع تجویزهای سیاسی بیانجامد.

براساس این نیاز راهبردی برای واکاوی این پرسش به ظاهر ساده اما در متن و بطن خویش پیچیده و حساس است که شورای دبیران نشریه میهن در ششمین سال فعالیت خود تصمیم گرفت موضوع شماره سی و سوم میهن را به بررسی

«اصلاح پذیری یا اصلاح ناپذیری حکومت‌ها»

اختصاص دهد تا این پرسش مشخص بررسی شود که آیا در شرایطی که جامعه مدنی و جنبشهای مختلف (کارگری، زنان، معلمان، دانشجویان، حقوق بگیران مختلف، بیکاران، مطالبه گران قومی و …) و یا کنشگری اعتراضی در عرصه خیابان، اعتصابات گوناگون، مقاومت و نافرمانی مدنی و… در مقیاسی کوچک و ضعیف قرار دارد و یا در شرایطی که همین پویشها و کنشها و جنبشها در مقایسی گسترده و قوی و سراسری در جریان باشد برخورد و مواجهه حکومت ها ثابت و یکسان خواهد بود و یا تغییر خواهد کرد؟ همچنین؛ ثابت یا متغیر دانستن کنش بین قدرت حکومت و قدرت مردم، چه تاثیری بر خروجی راهبردی و خط مشی سیاسی و احیانا شعارهای راهبردی هر جریان و گرایش سیاسی  خواهد گذاشت؟

شورای دبیران نشریه میهن
جواد اکبرین، رضا علیجانی، علی کشتگر و محسن یلفانی

دیدگاه بگذارید

1 دیدگاه on "سرسخن سی و چهارم"


Guest
آذر
13 days 8 hours ago

همین سایت شما و مقالات و نظراتش که مردم داده اند سند سرنگونی حتمی این رژیم خونخوار است. آما یک ایراد از خوانندگان و آنهائی مه فقط نظرات را تائید کرده اند. آخر خانم آقا دختر پسر چرا حتی زحمت نظر نوشتن را هم به خودتان نمی دهید. اقلا بنویسید مرگ بر اسلام، لعنت بر محمد و علی و حسین و مرده شور این قرآن مزخرفتان را ببرد!