سرسخن سی و دوم

fullsizerender-teleg میهن سرسخن mihan sarsokhanکشور ما در وضعیتی به شدت ملتهب به سر می برد. از یکسو حکومت مستقر، ایران و مردمانش را با بحران‌‌ها و ابربحران‌های متعددی مواجه ساخته و زندگی را بر آحاد شهروندان این سرزمین به شدت دشوار نموده است. از سوی دیگر مردم ناراضی و معترض از همه ابزارهای خود اعم  از رای اعتراضی، مطالبه محوری صنفی و مدنی، اعتراض خیابانی و اعتصاب استفاده کرده اما استبداد دینی حاکم یا آنها را خنثی کرده و یا به شدت سرکوب نموده و ملت را از دسترسی به حقوق اولیه خود محروم نموده است.

آتش نارضایتی ها اما همچنان زیرخاکستر مانده و هر آن امکان شعله ور شدن دارد. حکومت از پس خونریزی و سرکوب خشن اقشار مختلف جامعه، به خصوص شلیک به سینه آنان که مستضعف شان می نامید، بیش از پیش دچار بحران هویتی و سیاسی، علاوه بر دیگر بحران های پیشین خود؛ شده است. ملت نیز عاصی از مشکلات و بهت زده از سرکوب و کشتار دنبال چاره جویی و پیدا کردن راهی برای نجات از این وضعیت اندهناک و سیاه است. بخش هایی از جامعه نیز به شدت دچار نارضایتی و خشم  و نفرت از یکسو و یاس و استیصال از سوی دیگر شده اند.

به راستی در این وضعیت دشوار و مه‌آلود طیف گسترده جمهوری خواهان که بخش اعظم اپوزیسیون و مخالفان را تشکیل می دهند و به نیاز راهبردی اعتراضات به سازماندهی و هدایت و رهبری به عنوان یکی از نقیصه های موجود اذعان دارند، چه وظایفی بر دوش دارند؟

آیا این نگرانی وجود ندارد که شرایط ذهنی روشنفکران و فعالان سیاسی و مدنی جمهوری‌خواه از شرایط عینی جامعه ما عقب بیفتد؟

در گفتگو با افراد و طیف های مختلف این رویکرد همگی متفق القول اند که نیاز به یک ثقل جمهوری خواهی و به عبارتی تشکیل یک جبهه گسترده و فراگیر که بتواند تاحداکثر ممکن همه جمهوری خواهان را دربربگیرد یکی از مبرم ترین وظایف این مرحله است. جبهه ای که فراتر از تفاوت ها و اختلافات حزبی و جمعی و فردی بیشتر در ارتباط  با داخل کشور و کنش‌ها و جنبش‌های متنوع مردم ایران قرار گیرد، صدای آنان شود و بنا به تحول شرایط  بیش از پیش در این بستر به شدت متحول نقش آفرینی کند.

در راستای هم‌اندیشی و تشکیل این جبهه‌جمهوری‌خواهی تاکنون تلاش های مختلفی صورت گرفته و هم اینک نیز به دستاوردهایی نسبی اما به شدت ناکافی رسیده است. اختلاف در خط مشی های سیاسی، جدا از برخی موانع دیگر، مانع آن بوده که این مهم در خارج از کشور که فضای بازتر و امن تری برای فعالیت دارد تا کنون تحقق یافته و یا استمرار پیدا کند.

نشریه/ سایت میهن در چارچوب و به عنوان یک نشریه و رسانه (راهبردی)  در آغاز ششمین سال انتشار دور جدید خود پرونده ویژه شماره سی و دوم خود را به بحث «جبهه جمهوریخواهی (چرا و چگونه؟)» اختصاص داده است.

ما شش سئوال زیر را به عنوان یک نظرخواهی به طور گسترده هم برای تشکل ها و هم افرادی که گرایش جمهوری خواهی دارند فرستاده ایم تا احزاب و تشکل ها به صورت جمعی و افراد نیز با هویت حقیقی خود بدین پرسش ها پاسخ های مشخص و روشن و حتی المقدور کوتاه بدهند.

نظرخواهی پیرامون شش پرسش

شش سئوال میهن برای همه تشکل ها و افراد این است:

یک- آیا برای اینکه تحولات آینده ایران به نتیجه مشخصی برسد طیف گسترده جمهوری خواهان نیاز به ثقل مشترکی به صورت یک جبهه فراگیر دارند یا وضعیت کنونی هم می‌تواند نتیجه را تأمین ‌کند و «نرسیدن به نتیجه مطلوب» را در جایی غیر از نداشتن جبهه و ثقل مشترک باید جستجو کرد؟

دو-اگر وجود یک جبهه فراگیر را ضروری می‌دانید نقش تشکلها به صورت حقوقی، و افراد به شکل حقیقی را در این همگرایی جبهه‌ای چگونه می بینید؟

سه- موانع شکل گیری این جبهه فراگیر چیست؟ تجارب تاکنونی تلاش برای همگرایی جمهوری خواهان را چگونه ارزیابی می کنید؟

چهار- پیشنهاد شما برای عبور از این موانع (و اتحاد عمل و نه الزاما وحدت) جمهوری خواهان چیست؟

پنج- اهداف، راهبرد، تاکتیک‌ها  و شعار (یا شعارهای) این مرحله را چه می دانید؟

شش- نحوه ارتباط و تعامل جمهوریخواهان با دیگر نیروها و رویکردها در داخل و خارج از کشور می بایست چگونه باشد؟

امیدواریم نشریه میهن به عنوان یک «رسانه» بتواند نقشی ولو کوچک در تحقق این هدف بزرگ داشته باشد.

از همکاری همه عزیزانی که برای هرچه پربارتر شدن این شماره با ما همکاری کردند سپاسگزاریم.

شورای دبیران نشریه میهن
جواد اکبرین، رضا علیجانی، علی کشتگر و محسن یلفانی

دیدگاه بگذارید

2 Comments on "سرسخن سی و دوم"


Guest
علی
1 month 12 days ago

کامنت من زیر این نوشته در کامپیوتر دیده نمی شود اما در انترنت تلفن دستی یا همان موبایل دیده می شود
نمی دانم شاید بخاطر پیشرفت تکنولوژی است:)

Guest
علی
1 month 14 days ago

همین سر تیتر مقاله ها یا جواب سئوال های میهن توسط نویسنگان تا حدودی مشخص می کند که طرف چه می خواهد. بلی هر کس در تلاش برای بدست اوردن چیزی است که در وحله اول خودش به ان نیاز دارد نه تلاش برای بر اورد کردن خواستهای اکثریت ملیتهای ایران.
خواسته ها و ارزو های نویسندگان همه در محوریت خواست های فارس ها دور می زند و به ضم خودشان می خواهند غیر فارس ها را هم زیر پر و بالشان بگیرند و از جیب خلیفه مقداری حقوق شهروندی. دمکراسی . به غیر فارس ها عطا کنند البته تا جایی که به محوریت مقدس فارس ها اسیب نرسانند. قول بدهند حافظ مرزهای پر گهر که متعلق به فارس ها است نگهبان خوبی باشند. عجب
در برابر سلطنت طلب. مجاهد. جمهوری خواه . ووو ملتهای غیر فارس را هم برابر با یکی از این گروه ها معروفی می کنند در صورتی که تمام ان گروه ها یا حتی حزب و سازمانها متعلق یا در محوریت فارس ها است
فارس هایی که شاید 20 درصد جمعیت مملکتهای محروسه ما و ایران شما را تشکیل ندهد
در فردای گذار خونین از حکومت اسلامی این ملتهای غیر فارس هستند که حرف اخر را خواهند زد
فارس ها در تاریخ حدودن 100 ساله خود نشان دادند که توان اداره ان سرزمین با مردمان مختلف با زبانهای و فرهنگ های مختلف را ندارند. و باید پاسخ گوی سرنوشت تلخ ان سرزمین در صد سال گذشته باشد
حالا می خواهند از یک در دیگر با مدل های دیگر به این سرنوشت تلخ ادامه دهند ؟
یعنی ملتهای غیر فارس در راس انها تورک ها را اینقدر دست گرفته اید؟
این دفعه نه انگلیس و امریکا حتی روسیه هم نخواهند توانست به خاطر منافع خودشان فارس ها را سر کار بیاورند
خودتان را به تقسیم مملکتهای محروسه اماده کنید و مسایل را با این محوریت تجزیه و تحلیل کنید
سخت است ولی انسان به همه چیز عادت می کند حتی بعد از مدتی در زندان به زندگی در سلول انفرادی عادت می کند و زندگی خود را با انجا هما هنگی می کند